برشی از کتاب | بررسی ائتلاف‌­ها و گسست­‌ها پیش از انقلاب اسلامی

اولین مرحله­‌ی دولت-ملت‌سازی در ایران را می­‌توان به تعبیری، پس از بر سر کار آمدن سلسله­‌ی صفویه در سال ۱۵۰۱م/۹۰۷ ق دانست.

گزارش ویژه | جریان روشنفکری با حمایت دول غربی در پی برقراری مشروطه مبتنی بر الگوهای غربی بود

 

بی­‌تردید روحانیت شیعه در عهد قاجار از نیرومندترین و متنفذترین اقشار و ایران بود؛ اقتدار و مبارزاتی که منجر شد مظفرالدین شاه قاجار ۷ ماه پس از دستور تاسیس «عدالتخانه»، در روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ فرمان مشروطیت را صادر کرد.

برشی از کتاب | روشنگری آیت الله مکارم شیرازی در جریان تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی

روز ۱۳ آبان بنا به دعوت حضرت امام جلسه‌ی مشترک مراجع قم در منزل امام تشکیل گردید و مسئله‌ی بی‌اعتنابی دولت نسبت به خواست علما مورد بحث قرار گرفت. در این جلسه تصمیم گرفته شد مجددا با ارسال تلگراف به شاه و علم و انتشار آن در بین مردم، رژیم را وادار به تسلیم نمایند. حضرت امام در ۱۵ آبان به شاه تلگرافی شدیداللحن ارسال کردند...

پرونده ویژه | «شیخ فضل‌الله‌نوری» به هیچ جریان و طیفی وابسته نبود

«این عمامه را از سر من برداشتند، از سر همه برخواهند داشت.» و چه زود پیش بینی شیخ محقق شد دستگاه آزادیخواهان مستبد اول مشروعه خواهان را سپس علمای مشروطه خواه را ترور یا منزوی و یا از صحنه سیاست خارج کردند.

پرونده ویژه | شیخ فضل الله وارث علم میرزای رشتی و سیاست و مدیریت میرزای شیرزای بود

 

مورخین مشروطه در شرح حوادث روزهای آخر عمر شیخ، تصریح دارند که از سفارت روسیه کسانی نزد شیخ آمدند و گفتند: ما حاضریم بیرق روسیه را بالای خانه شما نصب کنیم تا جانتان در حفظ و پناه امپراتور تزاری قرار گیرد، ولی شیخ زیر بار نرفت و به قول اعظام الوزاره، فرمود: اسلام، زیر بیرق کفر نخواهد رفت!

برشی از کتاب | اگر پاره پاره‌­ام کنید، هر قطره خونم ندا می‌دهد خمینی خمینی.

 

 

حوزه علمیه در دوران آیت­ الله بروجردی حیاتی تازه یافت و به طوری که آیت­ الله گلپایگانی در یک سخنرانی در سال 45 ابراز داشته، این زمان هفت هزار طلبه در قم مشغول تحصیل بوده است. در این دوره از تاریخ حوزه، امام خمینی جریان دینی را در برخورد مرجعیت با سیاست در ایران پایه­گذاری کردند. در ایران، دو گروه از روحانیون حرکت امام را به طور جدی حمایت و سپس دنبال کردند تا آن­که در نهایت در انقلاب ۵۷ پیروز گشتند:

معرفی کتاب | معرفی کتاب همرزمان حسین علیه السّلام

 

 

کتاب همرزمان حسین علیه السّلام، مجموعهی ده سخنرانی رهبر معظم انقلاب در باب عنصر مبارزه در سیره ی ائمّه‌ی معصومین علیهم السّلام است که در محرّم سال 1393 هجری قمری برابر با بهمن 1351 هجری شمسی _ که فضای اختناق ستم شاهی و فشار و سرکوب مبارزان توسّط ساواک رژیم بیدادگر پهلوی به اوج خود رسیده بود _ در «هیئت انصارالحسین علیه السّلام» تهران ایراد شده است.

یادداشت | دولت تکنوکرات هاشمی، فاقد هرگونه تئوری سیاسی و اقتصادی بومی و اسلامی بود

 

محمد ملک‌زاده

در خصوص نحوه مواجهه جوامع اسلامی با جهان غرب و جبران عقب ماندگی‌های ناشی از استعمار و استثمار، دو جریان عمده در کشورهای اسلامی از جمله ایران شکل گرفت. جریان نخست مربوط به جریان مذهبی و در راس آن روحانیت اصیل به عنوان رهبران دینی و اندیشمندان مسلمان در ایران بود که عقب ماندگی جوامع اسلامی از غرب و تمدن غربی را در فاصله گرفتن از ارزش‌های اصیل دین اسلام می‌دانستند.

در مقابل جریان مذکور، جریانات دیگری از جمله در میان افراد منتسب به حوزه و روحانیت وجود داشتند که خواستار تغییرات اجتماعی و سیاسی بنیادین در کشورهای اسلامی با الگو گرفتن از غرب بودند؛ همچنانکه گذشت این جریان طیف وسیعی را در بر می‌گیرد که از غربگرایان افراطی تا جریان خوشبین به الگوی تمدنی غرب برای توسعه و پیشرفت جوامع اسلامی را در خود جای داده است.

برشی از کتاب | علل و عوامل رویکرد ایرانیان به تشیع

 

قبل از تبیین نقش نیروهای مذهبی در تحولات ایران معاصر، پاسخ به این سؤال ضروری است که چگونه ایرانیان به تشیع گرایش یافتند؟ در سال شانزدهم هجری و همزمان با حکومت خلیفه دوم، اسلام به ایران وارد شد. در آن ایام هنوز از دو مذهب شیعه و سنی آن‌گونه که امروز شناخته شده‌اند- خبری نبود. این دو مذهب بعدها در یک فرایند تاریخی و به مرور زمان از هم متمایز گردیدند. به تعبیر امروزی می‌توان گفت که در آن ایام، دو جناح مطرح بود؛ پیروان حضرت علی علیه السلام و پیروان عثمان.

 

گفتار اول: علل و عوامل رویکرد ایرانیان به تشیع

پیامبر اکرم در خصوص پیروان امام علی تعبیر شیعه را به کار بردند و لذا این اصطلاح برای این گروه خاص به مرور نهادینه شد. امروزه خلفای نخستین، بنی امیه و بنی عباس در ذیل گروه اهل سنت قرار می‌گیرند؛ در حالی که در اوایل، اختلافات جدی بین آن‌ها مطرح بود، تا آنجا که امویان به دست عباسیان ساقط شدند.

سؤال اساسی این است که علی رغم ورود اسلام به ایران در دوره خلفا و با توجه به اینکه اغلب ایرانیان در قرون اولیه هجری جزء اهل سنت بودند، چگونه شد که هم اینک شاهد اکثریت ایرانیان شیعی می‌باشیم؟ در اینجا بحث کلامی مطرح نیست، بلکه باید این مسئله از جنبه تاریخی بررسی شود که بر اساس کدام فرآیند تاریخی، اغلب ایرانیان شیعه شدند؟

توجه به این سؤال از دو جنبه حائز اهمیت است:

- شیعه مهم‌ترین نیروی مؤثر در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر بوده است؛

- از پاسخ‌های نادرست و افسانه ای برخی از معاصران به این سؤال، این تصور به ذهن می‌رسد که اساسا، گویا تشیع، قرائتی از اسلام اصیل نیست.

در خصوص سؤال فوق، دو دسته پاسخ ارائه شده است:

پاسخ‌های نادرست و افسانه‌ای

پاسخ صحیح و منطقی.

در اینجا ضمن طرح چند پاسخ افسانه‌ای و نقد آن‌ها، پاسخ صحیح را ارائه می‌کنیم.

پاسخ‌های نادرست و افسانه‌ای

پاسخ اول

از جمله پاسخ‌های نادرست و در عین حال مشهور، آن است که ازدواج امام حسین علیه السلام با شهربانو، دختر یزدگرد سوم از سلسله ساسانی، باعث علاقه ایرانیان به اهل بیت علیهم السلام و تشیع ایرانیان شده است.
در نقد این پاسخ می‌توان گفت که اولا، اساسا چنین داستانی صحیح نیست؛‍ ثانیا، بر فرض صحت این داستان، لازمه‌اش آن است که ایرانیان به سلسله ساسانیان علاقه داشته باشند. در حالی که اجازه دادند تا این سلسله به راحتی فرو بپاشد و حتی یزدگرد نیز فرار کرده و در شهرهای مختلف ایران آواره گردد و سرانجام به دست آسیابانی در مَرو کشته شود.

پاسخ شهید مطهری در این باره چنین است: تعدادی از امویان هم با ساسانیان پیوند زناشویی بستند؛ پس چرا ایرانیان به امویان علاقه‌مند نشدند؟

در خصوص خود شهربانو نیز افسانه‌های زیادی مطرح است؛ از جمله آنکه وی در روز عاشورا بر اسبی سوار شد و به ایران آمد. سربازان اموی وی را تعقیب کردند. هنگامی که وی به کوه‌های اطراف تهران رسید، به جای آنکه بگوید: یا هو مرا دریاب، اشتباها گفت: یا کوه مرا دریاب. کوه شکافته شد و ایشان با اسب وارد شکاف کوه شد و آن کوه به مزار شهربانو تبدیل گردید.

پاسخ دوم

پاسخ نادرست دیگر آن است که ایرانیان در اصل با اعراب، اسلام و مسلمانان ضدیت داشتند. وقتی ایران به دست مسلمانان فتح شد، ایرانیان مجبور بودند در ظاهر بگویند ما مسلمان شده‌ایم وگرنه به قتل می‌رسیدند یا مجبور به پرداخت جریمه می‌شدند؛ از این رو در ظاهر اسلام را قبول کردند، ولی این بار همان عقاید زرتشتی‌گری و باورهای پیشین خود را تحت عنوان شیعه حفظ کردند و ادامه دادند؛ پس تشیع، مذهبی است که در اصل به دست ایرانیان ساخته شده است و ربطی به اسلام ندارد. اینان در استدلال خود تأکید می‌کنند که بحث باطنی‌گری، پادشاهی، عصمت و قبل از اسلام مطرح بود و به دوره بعد از اسلام نیز منتقل گردید.
پاسخ فوق نیز به چند دلیل نادرست است:

- این نظریه در صورتی می‌تواند صحیح باشد که رهبران اصلی شیعه، ایرانی باشند؛ در حالی که همه رهبران اصلی شیعه، یعنی ائمه اطهار ، عرب می‌باشند.

- صحت این نظریه موقوف بر این است که شیعیان اولیه، همه ایرانی باشند؛ حال آنکه جز تعداد کمی از آن‌ها، مانند سلمان فارسی، اغلب شیعیان از اعراب بودند.

- نظریة فوق وقتی می‌تواند صحیح باشد که منابع و متون اصلی شیعه با سایر مسلمانان تفاوت داشته باشد و این تفاوت در منابع ایرانی مشاهده شود، ولی این طور نیست، زیرا اولین منبع اصلی مسلمانان قرآن کریم است که شیعه و غیر شیعه به آن اعتقاد دارند؛ دومین منبع نیز سنت است؛ اجماع هم به کتاب و سنت بر می‌گردد و عقل، که مربوط به مستقلات عقلیه است، به ایرانیان اختصاص ندارد، بلکه مربوط به همه است.

- نظریه فوق وقتی می‌تواند درست باشد که ایرانیان از همان قرون اولیه، همگی شیعه باشند؛ در حالی که ایرانیان در این دوره‌ها غالبا غیر شیعه بوده و به اسلام اهل سنت گرایش داشته‌اند؛ رهبران اهل سنت هم از ایرانیان بوده‌اند. همچنین اغلب مؤلفان متون دینیِ اهل سنت، ایرانی بوده‌اند و این نکته‌ای است که شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به آن توجه کرده است. از طرف دیگر، بسیاری از رهبران شیعه تا قرن دهم هجری، غیر ایرانی بوده و اغلب آنان در خارج از ایران اقامت داشته‌اند.

شیخ مفید، سید مرتضی، محقق حلی، شهید اول و علمای جبل عامل که بعدها به دعوت صفویه به ایران آمدند و همچنین محقق کرکی که حوزه‌های علمیه شیعه را در ایران، عراق و مناطق دیگر گسترش داد همه غیر ایرانی بودند. این نکته صحیح است که فرهنگ، زبان، زمان، مکان، رسوم و عادات بر آموزه‌های مذهبی تأثیرگذارند؛ اما این گونه نیست که این عوامل سبب شوند که مذهب تشیع اختصاصا برای ایرانیان تأسیس شده باشد؛ البته فقه شیعی بر عنصر زمان، مکان، تاریخ و بسیار تأکید می‌کند و این تأثیر و تأثر را نمی‌توان انکار کرد، ولی این مسئله تعیین کننده نیست.

برخی آموزه‌های فلسفی، عادات و داستان‌های مربوط به قبل از اسلام نیز به بعد از اسلام منتقل شده است. در واقع، ایرانیان بخشی از میراث خود را حفظ کرده اند؛ اما هرگز آن را جزئی از تشیع ندانسته اند، بلکه بعضی از این مسائل، مثل زبان فارسی، عید نوروز و ، مربوط به آداب و رسوم ملی است که به تشیع ربطی ندارد. ایرانیان هیچ‌گاه زبان فارسی را رها نکردند، زیرا بین اسلام و ایران تضادی نبوده است. بلکه در موارد تعارض نیز خود به نفع اسلام از آداب و رسوم ملی دست کشیده و اسلام را مقدم دانسته‌اند.

پاسخ سوم

از پاسخ‌های نادرست دیگر آن است که می‌گویند: ایرانیان تا قرن دهم هجری سنی بودند؛ اما از آن پس، با زور صفویان به تشیع گرایش یافتند، زیرا شاه اسماعیل صفوی وقتی در تبریز تاج‌گذاری کرد، بسیاری از سنی‌ها را قتل عام نمود.

پاسخ فوق به چند دلیل نادرست است:

-شاه اسماعیل یک جوان چهارده ساله بود و نمی‌توان پذیرفت که وی بدون حمایت شیعیان به قدرت رسیده باشد، زیرا منطقی نیست که حامیان وی از سنی‌ها باشند و بر ضد مذهب خود و به نفع مذهب تشیع، از او حمایت کنند؛ بنابراین باید بپذیریم که در آن زمان، شیعیان زیادی در ایران حضور داشتند که صفویان به اتکای آنان توانستند نیرویی آماده کنند و در برابر عثمانی، که یک امپراتوری پرقدرت و مدعی سنی مذهب بود، بایستند و با او مقابله کنند و سرانجام حکومت تشکیل دهند.

- نکته دیگر آنکه در تاریخ ثابت نشده است که صفویه با زور شمشیر، شیعه را در ایران مستقر کرده باشند؛ البته در موارد اندکی، صفویان، اهل سنت را آزار می‌دادند؛ چنان که شیعیان نیز تحت آزار عثمانی‌ها قرار می‌گرفتند و روشن است که عمل هر دو حکومت، نادرست و غیر اسلامی بوده است.

پاسخ صحیح و منطقی

پاسخ صحیح و منطقی این است که نخست بپذیریم که استقرار و نفوذ یک مذهب در میان یک قوم، امری تدریجی و نه دفعی است. ما نباید به دنبال تاریخ خاص و معینی باشیم. به نظر می‌رسد از هنگامی که اولین ایرانی به تشیع گرایش پیدا کرد تا زمانی که تشیع در ایران فراگیر شد، حدود ده قرن به طول انجامیده باشد. حوادثی که در طی ده قرن اولیه اسلام در ایران به وقوع پیوست، باعث فراگیری تشیع در ایران شد که در اینجا به اجمال می‌توان به آن‌ها اشاره کرد:

نخست آنکه سلمان، صحابه باوفای پیامبر و اهل بیت، فردی ایرانی و شیعه بود. در یمن نیز ایرانیانی حضور داشتند که به اهل بیت متمایل بودند. یمن در زمان حیات رسول اکرم و به دست حضرت علی فتح شد و اهالی آنجا از همان زمان با حضرت علی (ع) آشنا شدند. ساحل خلیج فارس تا یمن نیز تحت نفوذ ایران بود. در دوره خلیفه دوم، وی بین عرب و عجم تفاوتی قائل شد که خاطر ایرانیان را آزرده کرد. پس از کشته شدن خلیفه دوم، فرزند وی ایرانیان موجود در مدینه را به قتل رساند. حضرت علی ، پس از تشکیل حکومت در کوفه، اعلام کرد که بین عرب و عجم تفاوتی نیست و عرب هیچ‌گونه فضلی بر عجم ندارد. این مسئله باعث شد تا ایرانیان مقیم کوفه به حضرت علی گرایش پیدا کنند.

پس از شهادت حسین بن علی علی ، ایرانیان دریافتند که از اسلام دو قرائت وجود دارد:

اسلام یزیدی و اسلام حسینی. بنی امیه به سبب سابقه تاریک در رفتار ظالمانه و تبعیض آمیز، در قلوب ایرانیان جایی نداشتند؛ بنابراین ایرانیان به طور طبیعی به امام حسین علیه السلام گرایش پیدا کردند و بعدها هم در سقوط بنی امیه نقش بزرگی ایفا نمودند، زیرا بنی عباس با شعار حمایت از آل محمد قیام کردند؛ اما بعدا معلوم شد که این جریان نیز با مکتب اهل بیت فاصله دارد. برخی از شاگردان امام صادق و سایر ائمه در ایران حضور یافتند و با تبلیغ و ترویج گسترده، مکتب اهل بیت، ایرانیان را به پیروی از این مکتب دعوت کردند. برخی از امام‌زادگان نیز به سبب ظلم منصور دوانیقی به ایران آمدند در سراسر این دیار پراکنده شدند. این حضور عامل دیگر گسترش تشیع در ایران بود.

عامل دیگر، ورود حضرت رضا علیه السلام به ایران و اقامت ایشان در خراسان می‌باشد. یکی از دلایلی که موجب شد تا مأمون امام رضا را ولیعهد نماید، مقابله با اعرابی بود که از برادرش امین حمایت می‌کردند. تحلیل وی این بود که با انتخاب امام رضا به ولایتعهدی خود، علاوه بر شیعیان ایرانی، شیعیان عرب را نیز به سوی خود جذب خواهد کرد و این امر باعث تقویت قدرت وی و ضعف امین خواهد شد. حضور حضرت معصومه در قم، شاه چراغ در شیراز و صدها امام‌زاده دیگر در سراسر ایران، از جمله دلایل مهم گرایش مردم ایران به مذهب تشیع می‌باشد. همچنین در عصر آل‌بویه، زمینه‌های تبلیغ فراهم شد. در این دوره، کتاب‌های مهم شیعی، مثل تهذیب ، استبصار، کافی و من لا یحضره الفقیه تألیف شد و بزرگانی چون شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی و سید رضی، اسلام شیعی را به مردم معرفی کردند.

در دوره ایلخانان، علامه حلی به مدت حدود ده سال در ایران حضور یافت. ایشان که در علوم اسلامی، از جمله فقه، کلام و ، مهارت خاصی داشت، به ترویج احکام همت گماشت. همچنین باید از تلاش‌های ارزنده خواجه نصیرالدین طوسی یاد کرد. همه این فعالیت‌ها در گرایش ایرانیان به تشیع نقش مهمی داشته است. حلقه آخر این جریان، تأسیس دولت صفویه، رسمیت یافتن مذهب تشیع، دعوت از علمای شیعه از سراسر جهان اسلام و حضور آنان در ایران بوده است. این همه سبب گردید تا پس از طی ده قرن، سرانجام در عصر صفویه، اسلام شیعی در ایران گسترش یابد و به یک مکتب و مذهب فراگیر در این کشور تبدیل شود.
ادامه دارد

منبع: کتاب تحولات سیاسی اجتماعی ایران معاصر(نجف لک زایی)

 

برشی از کتاب | نهضت آزادی ایران در یک نگاه

 

نهضت آزادی در اردیبهشت ۱۳۴۰ توسط مهدی بازرگان، یدالله سحابی، ‌آیت‌الله سیدمحمود طالقانی و حزب کارگزاران سازندگی، اسفند 1374 شمسی، توسط ۱۶ نفر از اعضای هیئت دولت (کابینه) اکبر‌ هاشمی ‌رفسنجانی تأسیس شدند.

نهضت آزادی ایران در یک نگاه


نهضت آزادی ایران

نهضت آزادی ایران در اردیبهشت ۱۳۴۰ شمسی، تأسیس شد. مؤسسان نهضت آقایان: مهدی بازرگان، یدالله سحابی، ‌آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، مهندس منصور عطایی، رحیم عطایی، عباس سمیعی و حسن نزیه بودند.
اولین دبیر کل آن مهندس مهدی بازرگان بود که تا هنگام مرگش در سال ۱۳۷۳ رهبری آن را بر عهده داشت و پس از او ابراهیم یزدی عهده‌دار این منصب شد.

مواضع نهضت آزادی

مواضع فکری نهضت آزادی، در امور زیر خلاصه می‌شود:

اول: تبعیت از قانون اساسیِ قبل از انقلاب

نهضت آزادی معتقد به قانون اساسی سابق بود. آقای بازرگان در سخنرانی روز تأسیس نهضت آزادی ایران، گفت:
تابع قانون اساسی ایران هستیم ولی منافی «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نبوده از قانون اساسی به‌صورت واحد جامع، طرفداری می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم اصول و اساس آن که آزادی عقاید و مطبوعات و اجتماعات، استقلال قضات، تفکیک قوا و بالاخره انتخابات صحیح است، فراموش و فدا شود و اما فروع و تشریفات قانون با سوء تعبیر آن مقام اصلی را احراز نماید و بالنتیجه حکومت ملی و حاکمیت قانون پایمال شود.

دوم: پیروی از مصدق

نهضت آزادی به پیروی از مصدق اعتقاد داشت. در مرامنامه نهضت آمده است:

مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ افتخارات ایران و شرق می‌دانیم ولی نه به آن معنی و مقصدی که از روی جهل و غرض تهمت زده؛ مکتب او را مترادف با هرج و مرج و تقویت کمونیسم و تعصب ضد خارجی و جدائی ایران از جهان معرفی کرده‌اند. مصدق را به‌عنوان یگانه رئیس دولتی که در طول تاریخ ایران محبوب و منتخب واقعی اکثریت مردم بود و قدم در راه خواسته‌های ملت برداشته، توانست پیوند بین دولت و ملت را برقرار سازد و مفهوم واقعی دولت را بفهماند و به بزرگ‌ترین موفقیت تاریخ اخیر ایران یعنی شکست استعمار نائل گردد، تجلیل می‌کنیم و به این سبب از تز و راه مصدق پیروی می‌کنیم. از خدا می‌خواهیم پیمان با او و با شما پیوسته برقرار بوده، در راه حق و خدمت به ایران، همگام و مقضی‌المرام باشیم.

سوم: قائل به رفورم و اصلاح ظاهری

نهضت آزادی قائل به انقلاب و براندازی رژیم پهلوی نبود، بلکه به رفرم و انجام اصلاحاتی در چارچوب قانون اساسی، اعتقاد داشت.

چهارم: طرفدار اسلام فردی

نهضت آزادی به اسلام اعتقاد داشت اما اسلامی که به گفته مهندس بازرگان، هدفش‌ این است:
یکی انقلاب عظیم و فراگیر علیه خودمحوری انسان‌ها برای سوق دادن آن‌ها به سوی آفریدگار جهان‌ها و دیگری، اعلام دنیای ‌آینده‌ی جاودان بی‌نهایت بزرگ‌تر از دنیای فعلی، [اما] ابلاغ پیام‌ها و انجام کار‌های اصلاحی و تکمیلی دنیا در سطح مردم، دور از شأن خدای خالق انسان و جهان‌هاست و تنزل دادن مقام پیامبران به حدود مارکس‌ها، پاستورها و گاندی‌ها یا جمشید و بزرگمهر و همورابی [حمورابی].

سیر تحول فکری و مواضع نهضت آزادی

همان‌طور که گفته شد، نهضت آزادی به خصوص در مقطع زمانی اوج‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی به بعد، موضع سیاسی متغیری داشته و رفتارش در برابر انقلاب در حال تغییر بوده است. تغییر مواضع نهضت را می‌توان به طور اجمالی طی چند مرحله بیان کرد:

پیوستن به موج انقلاب

با ‌آن‌که نهضت آزادی اهل انقلاب نبود ولی تحت تأثیر مردم به موج انقلاب پیوست.

تشکیل دولت موقت

بعد از رفتن شاه از ایران و ورود حضرت امام به کشور، تشکیل دولت موقت به آنان واگذار شد.

ناسازگاری با امام و انقلاب

بازرگان از ابتدای دوران نخست وزیری، بنای مخالفت با سیاست‌های انقلابی امام را گذاشت و به همین جهت، نتوانست به عنوان نخست‌وزیر انقلاب انجام وظیفه نماید و ناچار به استعفاء شد.

کوشش در تضعیف روحیه رزمندگان در زمان دفاع مقدس

در دوران دفاع مقدس، به مخالفت با ادامه جنگ پرداخت و با انتشار برخی اعلامیه‌ها به تضعیف روحیه رزمندگان پرداخت.

اعتراض نسبت به قانون قصاص

نهضت آزادی به صورت عمومی و صریح، با لایحه قصاص مخالفت نکرد اما حسن نزیه، از اعضای مؤسس نهضت آزادی، رئیس کانون وکلا و از اعضای دولت موقت، در کنگره وکلای دادگستری در سال ۱۳۵۸ در مورد لایحه قصاص گفت:

اگر فکر کنیم تمام مسائل سیاسی، اقتصادی و قضایی را می‌توانیم در قالب اسلامی بسازیم،‌ آیات عظام هم می‌دانند، این امر در شرایط حاضر نه مقدور است و نه ممکن و نه مفید.

فعالیت ضد ولایت فقیه

نهضت آزادی از ابتدا به ولایت فقیه اعتقاد نداشت اما ابتدا مخالفت خویش را اظهار نمی‌کرد ولی بعداً به مخالفت صریح با ولایت فقیه پرداخت و کتاب »تفصیل و تحلیل ولایت مطلقه فقیه» را در مخالفت با‌ این اصل قانونی اساسی، منتشر کرد.

اپوزسیون فعال نظام

نهضت آزادی در ادامه موضع‌گیری‌هایش، به اپوزسیون نظام تبدیل شد و علیه نظام جمهوری اسلامی فعال شد.

«برگرفته از کتاب جریان‌شناسی احزاب و گروه‌های زاویه دار در ایران، به قلم مصطفی اسکندری»