جریان‌­شناسی نهضت‌­های فکری-معرفتی جهان اسلام|بخش اول

  • ۱۰
جریان‌­شناسی نهضت‌­های فکری-معرفتی جهان اسلام|بخش اول

از دعوت پیامبراکرم به اسلام در مکه تا بیداری اسلامی

مقدمه

شناخت پدیده­‌های سیاسی و اجتماعی با توجه به بستر تاریخی آن‌ها از جامعیت و غنای بیشتری برخوردار است. جنبش­‌های اجتماعی نیز که از مهم­ترین تحولات جهان اسلام در دو سده اخیر است از این قاعده مستثنی نیست. هرچند فهم این جنبش­‌ها در زمان رویداد آن‌ها مشکل است ولی دست­یابی به دیدی جامع از طریق فهم آن‌ها در بستر تاریخ اسلام ممکن است.

از این رو برای اینکه جایگاه نهضت­‌های فکری-معرفتی جهان اسلام در تحولات سیاسی اجتماعی جهان اسلام در طول تاریخ مشخص شود, براساس جامعه‌شناسی کلان جهان اسلام، مروری گذرا بر تاریخ اسلامی خواهیم داشت. این موضوع از جهتی به  فهم و تحلیل مسائل کنونی کمک می‌کند. به این ترتیب نیم‌نگاهی نیز به مسائل فلسفه تاریخی خواهیم داشت تا دیدی کلان و منسجم از رودیدادها داشته باشیم و بتوانیم آن‌ها را در افق و بستر تمدن اسلامی تحلیل و جریان‌شناسی کنیم.

چارچوب نظری

جنبش‌­های اسلامی بر اساس مدل­‌ها و چارچوب‌­های گوناگونی تحلیل شده‌­اند. برخی از این مدل­‌ها رویکردی سکولار دارند و این جنبش‌­ها را با اهداف و ماهیتی دموکراسی­‌خواهانه و اقتصادی تحلیل می­‌کنند مانند نظریه هژمونی[۱] و نظریه جهان سومی­‌های جدید[۲]. برخی دیگر نیز رویکردی دین­‌گرایانه دارند مانند نظریه استعمار[۳] خورشید احمد.[۴] این نظریات جنبش‌­های اسلامی را با دید فرازمانی و جریان­‌شناسانه بررسی نکرده­‌اند بلکه جنبش­‌های اسلامی را در سال­‌های روی دادشان تحلیل کرده­‌اند.

هرایر دکمجیان[۵] از اندیشمندانی است که جنبش­‌های اسلامی را در بستری تاریخی و با دید جامعه شناسی کلان بررسی کرده است. او معتقد است:

برای هر گونه بررسی جامع در مورد جنبش‌های اسلامی معاصر، باید در مورد ریشه‌های روانی ـ معنوی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن و محیطی که بسترگاه عقاید و اعمال بنیاد­گرایانه است، تحقیق کرد. براساس یک الگوی تجربی ـ تاریخی، میان بحران‌های اجتماعی و ظهور جنبش‌های مذهبی انقلابی و یا تجدید حیات طلبانه که می‌خواهند نظم رسمی موجود را از بین ببرند و جامعه‌ای نوین بر پایه برنامه ایدئولوژیک ویژه خود به وجود بیاورند، رابطه علت و معلولی وجود دارد.

او معتقد است که ره‌یافت‌های نوسازی غربی و مارکسیستی، شناخت واقعی پدیده احیاگرایی اسلام را امکان‌پذیر نمی‌سازد. بدین خاطر تأکید می‌کند که برای شناخت صحیح این پدیده درک گفتمان اسلام­‌گرایانه و توجه به تحولات اجتماعی ـ فکری و سیاسی جوامع اسلامی لازم است.

به نظر او جهان اسلام برای بیش از دو قرن شاهد یک بحران طولانی اجتماعی ـ فرهنگی، اقتصادی و از همه مهم‌تر روحی بوده است و نهضت‌های اسلامی برای احیای مجدد دین اسلام به پا خواسته‌اند. چنانکه در طول تاریخ اسلام، در برابر هر سقوط و انحطاط، یک جنبش فکری یا سیاسی رستاخیزی رخ داده است.[۶]

دکمجیان جنبش‌های اسلامی را پدیده‌ای دوره‌ای می‌داند. از نظر او این حرکت‌های رستاخیزی در طول تاریخ جوامع مسلمان در شرایطی ظهور می‌کند که جامعه اسلامی در یک محیط بحرانی گسترده گرفتار می‌شود.[۷]

بر اساس این مدل قصد داریم به روش تاریخی و با رویکرد جامعه شناسی کلان این موضوع را بررسی کنیم که جنبش­‌های اسلام در بستری فراختر به عنوان تمدن اسلامی قابل تحلیل است. این رویکرد نوعی پیوستار محتوایی و نظری در تحلیل جنبش­‌های اجتماعی ایجاد می­‌کند که حاکی از ابعاد و اولویت­‌های دینی این جنبش‌هاست.

مروری بر پیشینه تمدنی نهضت­‌های فکری-معرفتی جهان اسلام

بررسی تاریخ اسلام نشان می‌دهد که فرهنگ و تمدن اسلامی مسیری مضبوط و دقیق دارد و بر پایة منطقی قابل درک و بیان‌شدنی شکل گرفته که احتمالاً تبلور همان فلسفة تاریخ اسلام است و این تاریخ تکرار می‌شود. [۸]

مرحلة اول: دعوت پیامبراکرم به اسلام از مکه

مرحلة اول تاریخ اسلام با دعوت پیامبر اکرم از مکه آغاز شد و این همان آغاز حرکت در تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی بود.

مرحلة دوم: تشکیل حکومت اسلامی در یثرب

مرحلة دوم این حرکت مهم تاریخ بشر، با تشکیل حکومت اسلامی در یثرب شکل گرفت و از آن پس یثرب تبدیل به مدینة‌النّبى شد. از این نام‌گذاری می‌توان به صورت نمادین استنتاج کرد که مدنیّت اسلامی با این حرکت پایه‌گذاری شد.[۹]

مرحلة سوم: گسترش اسلام

مرحلة سوم گسترش اسلام بود شامل دو بخش: بخش اول، انتشار دین اسلام در جزیرة العرب[۱۰] و بخش دوم، گسترش آن در جهان متمدّن آن روزگار، شاملِ بین‌النهرین، ایران، روم، مصر، حبشه، هند، ماوراءالنهر، چین و ماچین، شمال آفریقا و سرانجام جنوب اروپا بود. اوج این مرحله در سده‌های اول و دوم هجری نمایان شد.

این فتوحات علاوه بر اینکه به وسعت جغرافیایی جهان اسلام منجر شد، آثار اجتماعی، فرهنگی و جنبه‌های تبلیغی نیز داشت.[۱۱]

مرحلة چهارم: ارتباط با تمدن‌های کهن و انتقال فرهنگ آن‌ها

مرحلة چهارم مجاور شدن فرهنگ و تمدن نوپای اسلامی با تمدن‌های کهن جهان و کوشش برای شناخت و انتقال آن تمدن‌ها به حوزة تمدن اسلامی بود. این نهضت به شکل جدّی از سدة دوم  آغاز و تا سده‌های سوم و چهارم هجری ادامه یافت. این انتقال تمدن از چند طریق انجام شد.[۱۲]

روش‌های انتقال تمدن:

الف) ترجمه، که جدی‌ترین شکل انتقال بود و در تاریخ نام آن را نهضت ترجمه گذاشته‌اند.[۱۳] در تاریخ قدیم تمدن‌ها، چنین حرکتی به لحاظ سرعت و حجم معارف انتقالی بی‌سابقه بود؛ برای نمونه فقط یک پدر و پسر (حُنین بن اسحاق و اسحاق بن حُنین) بیش از ۲۰۰ کتاب و رساله را از یونانی و سریانی به عربی ترجمه کردند.*

ب) تأسیس کتابخانه**دارالحکمه و نظامیه‌ها.[۱۴]

ج) انتقال دانشمندان و به تعبیر امروز «جذب مغزهای متفکر» به مراکز علمی و آموزشی جهان اسلام.[۱۵]

مرحلة پنجم: عصر خودجوشی و شکوفایی تمدن اسلامی

 

مسلمانان براساس مبانی فلسفی، انسان­‌شناختی و هستی­‌شناختی خود، تصرف‌های زیادی در راستای کاربردی کردن و توسعه علوم نمودند. این رشد علمی همه‌جانبه و عمیق در علوم گوناگون ریاضیات، نجوم، فیزیک و مکانیک، طب، شیمی، منطق و فلسفه، تاریخ، جغرافیا و ادبیات و زبان‌شناسی بود که زمینه ایجاد و تعمیق تمدن اسلامی را ایجاد نمود

مرحلة پنجم عصر خودجوشی و شکوفایی تمدن اسلامی بود که از سدة سوم آغاز و تا سدة پنجم هجری ادامه یافت.

هرچند برخی بر این باورند که مسلمانان به‌عنوان امانت‌دار صادق و امین، علوم بشری را از یونان دریافت نمودند و در طی قرون متمادی حفظ و در نهایت با پیدایش نهضت ترجمه از زبان عربی به زبان لاتین که به‌ویژه از سده پانزدهم میلادی در اسپانیا رخ داد، آن‌ها را به دنیای غرب باز پس دادند.[۱۶] ولی مسلمانان براساس مبانی فلسفی، انسان­‌شناختی و هستی­‌شناختی خود، تصرف‌های زیادی در راستای کاربردی کردن و توسعه علوم نمودند.

این رشد علمی همه‌جانبه و عمیق در علوم گوناگون ریاضیات، نجوم، فیزیک و مکانیک، طب، شیمی، منطق و فلسفه، تاریخ، جغرافیا و ادبیات و زبان‌شناسی بود که زمینه ایجاد و تعمیق تمدن اسلامی را ایجاد نمود. بروزات این شکوفایی را در نظام‌های سیاسی، اجتماعی آن دوران و میراث کالبدی و معماری باقیمانده از این دوران به خوبی می‌توان مشاهده کرد.[۱۷] قوت و اعتبار این مرحله تمدنی اسلام در حدی است که سخن از تأثیر تمدن اسلامی در تمدن غربی به میان می‌آید.[۱۸]

مرحلة ششم عصر شکوفایی فرهنگ عمیق اسلامی و ادبیات عرفانی

مرحلة ششم عصر شکوفایی فرهنگ عمیق اسلامی و ادبیات عرفانی بود. پیوند عمیق عرفان و ادب از شگفتی‌های فرهنگ اسلامی است. این حوزه از چنان پشتوانة عظیمی برخوردار است که قابل مقایسه با هیچ فرهنگ دیگری نیست. بزرگانی از این خاستگاه به قله‌های رفیع دست یافتند و ستاره‌های برتر آسمان دانش بشری شدند. شکوفایی این مرحله از سدة چهارم آغاز و در سدة هفتم هجری به اوج خود رسید.[۱۹]

مرحلة هفتم: عصر هنر

مرحلة هفتم عصر هنر بود. شاید این سنت منطقی تاریخ است که تا علوم عقلی و تجربی به کمال نرسد و تا معرفت انسان نسبت به هستی و حیات عمیق نشود و تا ادب به کمال خود نرسد هنر متعالی شدة خط و نقاشی و معماری نمایان نخواهد شد.[۲۰] توان و جایگاه هنر اسلامی تا جایی پیش رفت که حتی تمدن غربی را نیز تحت تأثیر قرار داد.[۲۱]

شگفت اینکه پس از دو ضربة سهمگین صلیبی­‌ها و مغولان و از میان ویرانه‌های به‌جای مانده از آن بلایای خانمان برانداز، جنبش هنری قد برافراشت و بشارت دهندة تجدید حیات اسلام در عصر صفوی[۲۲] ـ عثمانی ـ گورکانی[۲۳] بود. ازاین‌رو، تصادفی نیست که اوج هنر اسلامی را از سده‌های نهم تا دوازدهم هجری در ایران و عثمانی و هند می‌بینیم.

مرحلة هشتم: عصر رکود

مرحلة هشتم عصر رکود بود. دو حملة بزرگ و طولانی صلیبی[۲۴] و مغول از مغرب و مشرق جهان اسلام یکی حدود دویست سال و دیگری حدود سیصدسال به درازا کشید، که با آثار و پیامدهایشان توان و رمق مسلمانان را گرفت و خرابی‌های بسیاری برجای گذاشت. آنچه از فرهنگ و تمدن اسلامی در مصر و شامات بافته بودند، به دست صلیبیان پنبه شد و آنچه در ماوراءالنهر، خراسان و عراق ساخته بودند، به وسیلة مغولان ویران گردید. آنان، با خشونت و سنگدلی بی‌سابقه، در فرهنگ بالندة اسلامی روح ناامیدی دمیده و با تخریب شهرها، پایة مدنیت مسلمانان را سست کردند.[۲۵]

با اینکه اسلام در ذات خود جوهر حرکت، دگرگونی و پیشرفت را دارد، ولی این دو حملة عظیم آثاری ویرانگر بر پیکرة تمدن اسلامی بر جای نهاد که سرانجام به پیدایش عصر رکود انجامید که اوج این مرحله در سدة هشتم و نیمة نخست سدة نهم هجری است.

مرحلة نهم: خیزش دوبارة جهان اسلام

مرحلة نهم خیزش دوبارة جهان اسلام بود. شکست نهایی صلیبی‌ها در شام و فلسطین به دست صلاح‌الدین ایوبی (۱۱۸۷م/ ۵۸۳ق) و مغولان در عین جالوت به دست ممالیک مصر (۱۲۶۰م)، محیط امنی را در شام، روم و شمال افریقا فراهم آورد که بسیاری از دستاوردهای علمی و فرهنگی باقی مانده را حفظ کرد.

در کنار دلاوری و شمشیر صلاح‌الدین ایوبی و پایداری ممالیک مصر باید از تدبیر و قلم خواجه نصیر الدین طوسی، خواجه شمس‌الدین صاحب دیوان، عطاملک جوینی، خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی نام برد که به واقع خطر کردند و برای حفظ آنچه از ایلغار مغول باقی مانده بود، به کام اژدها رفتند و اغلب جان بر سر این کار گذاشتند و قطعاً اهمیت کار آنان از مجاهدان مصر و شام و فلسطین کمتر نبود.

با انتقال میراث باقی ماندة  فرهنگ و تمدن اسلامی در سرزمین‌های سوختة جهان اسلام، نهال‌های جدیدی سربرآورد و به درخت‌های تنومندی تبدیل شد و امپراتوری عثمانی[۲۶]، سلسلة صفوی[۲۷] و پادشاهی گورکانی[۲۸] سر برآوردند و اوضاع سیاسی جهان اسلام سامانی گرفت.

مرحلة دهم: هجوم استعمار

مرحلة دهم هجوم استعمار و آغاز دومین دورة رکود بود. پس از رنسانس، کشورهای قدرتمندی در اروپا سر برآوردند و به دنبال مواد خام ارزان و پیدا کردن بازار مصرف برای کالاهای صنعتی خود، هجوم به جهان اسلام را آغاز کردند. پرتغالی‌ها به افریقا، هند، مسقط و ایران و انگلیسی‌ها به باختر و خاور افریقا و جنوب و جنوب شرقی آسیا و فرانسوی‌ها به مصر و افریقای شمال و غربی و ایتالیی‌ها به شمال و شرق افریقا و هلندی‌ها به آسیای جنوب شرقی رخنه کردند. این پدیده از سدة پانزدهم میلادی آغاز شد، ولی نقطة اوج سلطة غرب، سده نوزدهم میلادی بود.[۲۹] (سده یازدهم تا چهاردهم هجری)

یورش دوم فرنگی­‌ها را باید جنگ صلیبی دوم نامید که پیچیده‌تر از اولی بود و این بار صلیبیان با بیرق صلیبی آمدند و از تفنگ به‌جای شمشیر استفاده کردند و از آن مهلک‌تر کوشش آنان برای استحالة فرهنگی و تخریب باورهای مسلمانان و دیگر ملل تحت سلطه بود.

یورش دوم فرنگی­‌ها را باید جنگ صلیبی دوم نامید که پیچیده‌تر از اولی بود و این بار صلیبیان با بیرق صلیبی آمدند و از تفنگ به‌جای شمشیر استفاده کردند و از آن مهلک‌تر کوشش آنان برای استحالة فرهنگی و تخریب باورهای مسلمانان و دیگر ملل تحت سلطه بود.

این حرکت فراگیر غربیان آثار ویرانگر خود را در جهان اسلام گذاشت و به تعبیر محمد قطب مسلمانان را به «عصر جاهلی» جدیدی سوق داد که شکلی تازه از استعمار فکری یا استعمار مزیّن به استدلال‌های فکری و فلسفی و مبتنی بر تفکر جدایی دین از عرصة اجتماع بود و به عنوان نمونه‌ای موفق در این رابطه، از تجربة غرب نام می‌بردند که ترقی آن‌ها براثر رهایی سیاسی ـ اجتماعی غرب از «حاکمیت کلیسا» بود که از سده‌های تاریک به عصر روشنایی گام نهاد. اکنون بر شما مسلمانان است که برای ورود به جادة ترقی از اسلام جدا شوید!

این تبلیغات فرنگیان که مؤثرتر و کارگرتر از گلوله‌های توپ آنها بود، شماری از دلسوختگان ساده‌اندیش و گروهی از سرخوردگان سیاسی ـ اجتماعی جوامع مسلمان را به خود جذب کرد و پدیده‌ای عجیب در جهان اسلام به وجود آمد که پیش‌تر سابقه نداشت، بدین معنا که جمعی از مسلمان‌زادگان، مبلّغ بی‌جیره و مواجب تفکر غربیان شدند! فرنگی‌ها بهتر از این نمی‌توانستند موجب استحالة امت اسلامی شوند و لذا این راه و رسم استعماری را با اتخاذ شیوه‌های گوناگون ادامه داده‌اند، لیکن پیوسته تغییر شیوه می‌دهند. این دور از رکود جدی‌تر از رکود پس از حمله اول صلیبی و ایلغار مغول بود. در آن زمان، مهاجمانِ زمین‌گیر شده، مغلوب فرهنگ مسلمانانی شدند که در عرصة نظامی بر آن‌ها پیروز شده بودند! ولی در رکود دوم، در آغاز، غلبة فرهنگی با مهاجمان بود و فنّاوری فرهنگ بی‌دینی را نیز با خود آورده بود.

حملة فکری غرب برای استحالة فرهنگی مسلمانان، جهان اسلام را حیرت‌زده کرد صرف‌نظر از پیامدهای آن یورش، این شوک، موجب پدیدآمدن امواجی سازنده شده که بعدها پدیدآورندة دسته‌ای از جنبش‌های پیوستة تاریخی در جهان اسلام گردید که از آن به بیداری اسلامی یا دعوت برای بازگشت به اسلام تعبیر می‌کنیم.

مرحلة یازدهم: بیدرای اسلامی

حوادث ۲۰۰ سال اخیر در جهان اسلام را می‌توان، تاریخ بیداری اسلامی نامید. این مرحله از تاریخ با افت و خیزهایی، با توجه به شرایط خاص سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سرتاسر جهان اسلام اجرا شده است. البته از نظر زمان آغاز، سرعت و کیفیت تحولات یکسان بوده است مثلاً با وجود اینکه مراحل آغازین بیداری اسلامی در جهان عرب زودتر از ایران آغاز شد ولی انقلاب اسلامی ایران از بسیاری از انقلاب‌ها که حتی زودتر آغاز شده بودند، هم‌اکنون جلوتر است.

تعیین تاریخ دقیق برای بیداری اسلامی کاری مشکل است؛ اما در هر یک از این چهار سرزمین می‌توان از حادثه یا حوادثی به‌عنوان مبداء تاریخ بیداری و آشنایی با تمدن غرب، و بالمآل بیداری یاد کرد.

ناکامی دولت عثمانی در فتح وین (۱۰۹۴ق/ ۱۶۸۳م) و افتادن آزوف به دست روسیه (۱۱۰۸ق/ ۱۶۹۶م) و انعقاد قرارداد کارلوویتس (۱۱۱۱ق/ ۱۶۹۹م) میان روسیه و عثمانی که در آن برای اولین‌بار عثمانی در مقام دولتی شکست خورده قراردادی را امضاء می‌کرد و سرانجام از دست دادنِ شبه جزیره مسلمان نشین کریمه[۳۰] (۱۲۷۲ق/ ۱۸۵۶م)، شکست ایران از روسیه*، از دست رفتن داغستان، ارّان و شیروان و دیگر متصرفان ایران در قفقاز و امضای دو معاهدة ننگین گلستان (۱۲۲۸ق/ ۱۸۱۳م) و ترکمانچای[۳۱] (۱۲۴۳ق/ ۱۸۲۸م) و حمله ناپلئون به مصر (۱۲۱۳ق/ ۱۷۹۸م) و شام[۳۲] (۱۷۹۹م) و تسلط استعمار انگلیس بر شبه قاره هند و شکست مقاومت مسلحانه مسلمانان هند در مقابل انگلیس در نبرد پَلاسی (۱۱۷۰ق/ ۱۸۵۷م)[۳۳] از مهم‌ترین حوادثی است که موجب آشنایی مردم این سرزمین‌ها با تمدن جدید و بیداری آنان شد.

هر چند این قسمت از کشورهای اسلامی تأثیر و نقش عمده در جریان بیداری اسلامی داشته‌اند ولی بیداری اسلامی منحصر به آنها نیست بلکه بیداری اسلامی مربوط به کل جهان اسلام است. بر این اساس می‌توان در تاریخ دویست ساله اخیر کشورهای اسلامی در آسیای مرکزی[۳۴]، جنوب شرق آسیا[۳۵]، و شرق آفریقا[۳۶] بیداری اسلامی را رصد کرد. براین اساس حتی بیداری اسلامی در غرب نیز قابل تحلیل است.[۳۷]

 

حجت الاسلام محسن محمدی

——————————————————————-

 ]یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این نگرش را می‌توان در دیدگاه توماس بوتکو، استاد علوم سیاسی دانشگاه آلبرتا دید. برای بررسی نظرات ایشان ر.ک:

Revelation or Revolution: A Gramscian Approach to The rise of Political Islam, Thomas j. Botko , British Journal of Middle Eastern studies, Vol 31, No 1, May 2004.

[۲]. ر.ک: آینده اسلام و غرب، ص ۱۱۸ ـ ۱۱۶٫

[۳]. ر.ک: جامعه شناسی سیاسی جنبش‌های اسلامی، حمید احمدی، ص ۲۸ و ۲۷٫

محقق پاکستانی و عضو جماعت اسلامی پاکستان.[۴][۵]

[۵]. او یک مسیحی ارمنی است که به گفته خود در یکی از کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه متولد و پرورش یافته است. او با تسلط بر زبان‌های عربی و فارسی و رجوع به منابع دست اول به ویژه آثار عربی نظریه پردازان جنبش اسلامی، به عنوان استاد علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیان و نیویورک توانسته است اطلاعات اولیه و اصیل را در قالب تحلیل‌های جامعه شناسی سیاسی ارائه دهد. برای مطالعه نظریات او ر.ک: اسلام در انقلاب،‌ جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان غرب (بررسی پدیده بنیادگرایی اسلام)،‌ هرایر دکمجیان، ترجمه حمید احمدی، کیهان، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۷٫

[۶]. ر.ک: اسلام در انقلاب نه جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان غرب (بررسی پدیده بنیادگرایی اسلامی)، ص ۵۸ و ۵۷٫

[۷]. ر.ک: جامعه شناسی سیاسی جنبش‌های اسلامی، حمید احمدی، ص ۳۱ ـ ۲۸٫

[۸]. اصولاً تحولات اندیشه سیاسی در اسلام را از لحاظ زمان شناسی و ادوار تاریخی نباید با سه مرحله تاریخ غرب (عهد یونانیان، قرون وسطی و رنسانس) منطبق کرد. فلسفه تاریخ و نمودار ادوار اساسی تحول در تمدن اسلامی، مختصات خاصی دارد که عمدتاً در پنج دوره تاریخی (سه دوره رشد و اعتلا و دو دوره زوال و انحطاط) قابل بررسی است.

«تمدن اسلامی از قرون اول تا قرون پنجم قمری روبه‌ ترقی گذاشت. سپس رفته‌رفته تنزل کرد و با حمله مغول به حضیض مرگباری در افتاد و آثار عمده عظمت سیاسی و فرهنگی آن یکسره ویران شد. با این همه این تمدن از میان نرفت و بار دیگر اوج گرفت. در مرحله دوم ترقی که از آخرین دهه قرن هفتم تا پایان قرن یازدهم ادامه یافت، در سرزمین اسلام سه امپراتوری از بزرگترین امپراتوری‌های جهان یعنی امپراتوری عثمانی، ایران دهند استقرار یافت. این مرحله از اعتلا، بار دیگر از آغاز قرن دوازدهم تا اواسط قرن سیزدهم رو به افول گذاشت و اینک تقریباً در همه سرزمین‌های اسلامی، نشانه‌هایی از سومین موج به چشم می‌خورد. (تاریخ فلسفه در اسلام، م.م. شریف، ج۱، ص ۳، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۶۲؛ همچنین ر.ک: آینده‌نگری بیداری اسلامی، احمد رضایی، صص ۲۵ ـ ۲۹؛ نهضت نرم‌افزاری (وابسته به انتشارات انقلاب اسلامی)، تهران، ۱۳۹۱٫(

[۹]. ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (پیدایش و شکوفایی)، علی اکبر ولایتی، ج۱، صص ۳۷ ـ ۴۶؛ مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶٫

[۱۰]. ر.ک: همان، صص ۴۱ ـ ۴۶٫

[۱۱]. برای مطالعه بیشتر در این موارد ر.ک: تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، سید جعفر شهیدی، صص ۷۲ ـ ۱۳۰، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۶۳؛ تاریخ سیاسی اسلام، رسول جعفریان، ج۲، صص ۳۹۳ ـ ۴۰۹، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۶۹؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، مرتضی مطهری، صص ۱۴۳ ـ ۳۰۰، تهران، صدرا، ۱۳۷۰؛ تاریخ گسترش اسلام، توماس واکر آرنولد، ترجمه ابوالفضل عزتی، صص ۲۹۰ ـ ۳۱۰، دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، ۱۳۸۵٫

[۱۲]. البته این انتقال و تبادل علمی و فرهنگی علاوه بر جهات نرم‌افزاری و روشی از جهات سخت‌افزاری نیز جای بررسی دارد مثلاً مسلمانان در تولید، توزیع و استفاده از کاغذ جهت گسترش علم تلاش‌ها و ابتکارات فراوانی انجام دادند. برای مطالعه بیشتر در این خصوص ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (پیدایش و شکوفایی)، علی اکبر ولایتی، ج۱، صص ۵۸ ـ ۶۴٫

[۱۳]. آثار مربوط به تاریخ تمدن اسلامی، این دوره را به تفصیل مورد بررسی قرار داده‌اند؛ از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به الفهرست نوشته ابن ندیم (ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد، امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۶)، «طبقات الأطباء» و کتاب «اخبار العلماء باخبار الحکماء» نوشته ابن ابی اصیبعه و «تاریخ الحکماء» نوشته ابن قفطی اشاره کرد. برای مطالعه بیشتر در مورد مراحل و تأثیر نهضت ترجمه در تمدن اسلامی ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (پیدایش و شکوفایی)، علی اکبر ولایتی، ج۱، صص ۷۵ ـ ۸۷٫

*. برای مطالعه بیشتر در این خصوص ر.ک: انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی، دلیسی اونز اولیری، ترجمه احمد آرام، صص ۲۵۸ ـ ۲۶۳، دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۴۲٫

**. برای مطالعه درمورد حمایت از سنت آموزش و تأثیر آن برشکوفایی و رشد جوامع اسلامی در طی قرون اولیه و هم‌چنین چگونگی مراکز علمی و کتابخانه‌های معتبر در تاریخ اسلام ر.ک: تاریخ سرچشمه‌های اسلامی آموزش و پرورش غرب، مهدی نخستین، ترجمه عبدالله ظهیری، آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۶۷، تاریخچه کتابخانه‌های ایران و کتابخانه‌های عمومی، رکن الدین همایون فرخ، اتحاد، تهران با تاریخ تمدن (کتاب چهارم، عصر ایمان)، ویل دورانت، ترجمه ابوالقاسم پاینده، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۶۶؛ تاریخ علوم اسلامی، جلال الدین همایی، نشر هما، تهران، ۱۳۶۳؛ تاریخ آموزش در اسلام، احمد شلبی، تاریخ آموزش در اسلام، ترجمه محمدحسین ساکت، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۶۱؛ تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، ذبیح الله صفا، دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۳۱٫

[۱۴]. برای مطالعه بیشتر در این مورد ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (پیدایش و شکوفایی)، علی اکبر ولایتی، ج۱، صص ۸۹، ۹۹، ۵۴۵ ـ ۵۴۸٫

[۱۵][۱۶]. برای مطالعه بیشتر در این مورد ر.ک: تاریخ علوم در اسلام، سید حسن تقی‌زاده (به کوشش عزیز الله علیزاده)، صص ۷۸ ـ ۱۰۶؛ تاریخ نگارش‌های عربی، فؤاد سزگین، ترجمه و آماده‌سازی، مؤسسه نشر فهرستگان به اهتمام خانه کتاب، ج۳، صص ۳۹ و ۴۰ (مقدمه)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۸۰؛  علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان، آلدو میدلی، ترجمه محمدرضا شجاع رضوی و اسدالله علوی، صص ۷۷ ـ ۸۴، آستان قدرس رضوی، مشهد، ۱۳۷۱؛ تفکر یونانی، فرهنگ عربی (نهضت ترجمه کتاب‌های یونانی به عربی در بغداد و جامعه آغازین عباسی)، دیمیتری گوتاس، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، صص ۳۴ ـ ۳۸، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۱٫

[۱۶]. برای نمونه ر.ک: از اوگوستن تاگالیله، علم در اواخر قرون وسطی و اوایل قرون جدید، آ.سی. کرومبی. ترجمه احمد آرام، ج۱، صص ۳۰ ـ ۵۰، تهران، ۱۳۷۳٫

[۱۷]. برای مطالعه بیشتر ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (پیدایش و شکوفایی)، ج۱، علی اکبر ولایتی، ج۱، صص ۱۱۷ ـ ۵۳۰٫

[۱۸]. ر.ک: همان، صص ۵۳۵ ـ ۶۶۰٫

[۱۹]. برای مطالعه بیشتر در این مورد ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (پیدایش و شکوفایی)، ج۱، علی‌اکبر ولایتی، صص ۲۸۳ ـ ۳۳۱٫

[۲۰]. ر.ک: همان، صص ۴۸۷ ـ ۵۳۳٫

[۲۱]. ر.ک: همان، صص ۶۱۶ ـ ۶۶۰٫

[۲۲]. ر.ک: همان، ج۲، صص ۹۷۷ ـ ۹۸۲٫

[۲۳]. ر.ک: همان، صص ۹۴۰ ـ ۹۵۱٫

[۲۴].  در مورد تاریخ: مراحل و آثار جنگ‌های صلیبی برای نمونه ر.ک: تاریخ جنگ‌های صلیبی، رنه گروسه، ترجمه ولی الله شادان، فرزان روز، تهران، ۱۳۸۴؛ جنگ‌های صلیبی، محمد رشاد، نشر اندیشه، تهران، ۱۳۷۳؛ جنگ‌های صلیبی، هانس ابرهارد مایر، ترجمه عبدالحسین، شاهکار، انتشارات دانشگاه شیراز، شیراز، ۱۳۷۱؛ علل و آثار جنگ‌های صلیبی، عبدالله ناصری طاهری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۳؛ تاریخ قرون وسطی تا جنگ صد ساله، آلبر ماله و ژول ایزاک، ترجمه عبدالحسین هژیر، ابن سینا، تهران، ۱۳۴۳؛ برخی تاریخ نگاران در بخشی از آثار خود به این موضوع پرداخته‌اند؛ مانند گوستاو لوبون در کتاب تاریخ تمدن اسلام و عرب؛ ویل دورانت در ج۴ کتاب تاریخ تمدن.

[۲۵][۲۶]. برای مطالعه بیشتر در مورد حمله مغول و آثار تخریبی آن برجهان اسلام ر.ک: امپراطوری صحرانوردان، رنه گروسه، ترجمه عبدالحسین میکده، علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۶۸؛ تاریخ مغول و اوایل تیمور در ایران، عباس اقبال آشتیانی، نشر نامک، تهران، ۱۳۷۶؛ مغول‌ها، دیوید مورگان، ترجمه عباس مجنر، نشر مرکز، تهران، ۱۳۷۱؛ مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، شیرین بیانی، سمت، تهران، ۱۳۷۹؛ چنگیزخان، هارد لمب، ترجمه رشید یاسمی، امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۱٫

[۲۶]. ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (از رکود تا بیداری اسلامی)، ج۲، علی‌اکبر ولایتی، صص ۸۲۱ ـ ۹۱۷٫

[۲۷]. ر.ک: همان، صص ۹۵۳ ـ ۱۰۰۷٫

[۲۸]. ر.ک: همان، صص ۹۱۹ ـ ۹۵۱٫

[۲۹]. برای مطالعه بیشتر در مورد تاریخچه، مراحل و اهداف و برنامه‌های استعمار و استعمارگران در جهان اسلام و ایران ر.ک: چهره استعمارگر، چهره استعمارزده، آلبر ممّی، ترجمه هما ناطق، خوارزمی، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۴۹؛ فهم سیاست جهان سوم، برایان کلایو اسمیت، ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی و محمد سعید قائنی نجفی، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۸۰؛ مسائل سیاسی ـ اقتصادی جهان سوم, احمد ساعی، سمت، تهران، ۱۳۷۷؛ سیر تحولات استعمار در ایران، علیرضا ثقفی خراسانی، نشر نیکا، مشهد، ۱۳۷۵؛ خلیج فارس در عصر استعمار، ر.وادالا، ترجمه شفیع جوادی، کتاب سحاب، تهران، ۱۳۶۴٫

[۳۰]. برای مطالعه بیشتر در مورد تاریخ بیداری اسلامی در ترکیه ر.ک: پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران (از رکود تا بیداری اسلامی)، ج۲، علی‌اکبر ولایتی، صص ۱۲۵۹ ـ ۱۲۸۵٫

*. بیداری اسلامی در ایران را می‌توان بعد از جنگ‌های ایران و روس دانست که در ادامه در قالب پنج جنبش و نهضت بزرگ نمایان شد: قیام تحریم تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، قیام پانزده خرداد ۱۳۴۱ و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ (ر.ک: تمدن برتر: نظریه تمدنی بیداری اسلامی و طرح عالم دینی، موسی نجفی، صص ۱۹ ـ ۲۶، آرما، اصفهان، ۱۳۹۰).

[۳۱]. برای مطالعه بیشتر در مورد تاریخ بیداری اسلامی در ایران، ر.ک: همان، صص ۱۱۹۵ ـ ۱۲۵۸٫

[۳۲]. در مورد تاریخ بیداری اسلامی در جهان عرب، ر.ک: همان، صص ۱۱۷۱ ـ ۱۱۹۵٫

[۳۳]. در مورد تاریخ بیداری اسلامی در هند، ر.ک: همان، صص ۱۲۸۵ ـ ۱۳۱۲٫

[۳۴]. ر.ک: همان، صص ۱۳۲۹ ـ ۱۳۴۰٫

[۳۵]. ر.ک: همان، صص ۱۳۴۱ ـ ۱۳۶۶٫

[۳۶]. ر.ک: همان، صص ۱۳۸۹ ـ ۱۳۹۳٫

[۳۷]. ر.ک: همان، صص ۱۳۶۷ ـ ۱۳۸۷

عزمی رسانه‌ای بر ایجاد تفرقه

  • ۱۰
عزمی رسانه‌ای بر ایجاد تفرقه

 

همچنانکه گذشت مهم‌ترین دلایل مخالفت جریان ضد وحدت اسلامی را عمدتا می‌توان در دو دلیل اصلی ناشی از «نادانی و جهالت آنان نسبت به احکام و آموزه‌های دینی» و یا «دست نشاندگی و جاسوسی برای دشمنان اسلام و حمایت از منافع آنان» خلاصه کرد. امروزه جریانات گوناگونی از میان جریانات حوزوی و عالم نمایان دینی از سوی سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه برای دامن زدن به تفرقه میان مسلمانان حمایت می‌شوند که از جمله آنها می‌توان به نقش سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه در راه اندازی یا حمایت از شبکه‌های ماهواره‌ای و یا سایر مراکز تبلیغی و موسسات دینی برای انتشار افکار این جریانات انحرافی اشاره کرد.
 

شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به سرویس‌های جاسوسی

در هفته وحدت سال ۹۲، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نسبت به تشیع مرتبط با انگلیس و تسنن مزدور آمریکا هشدار دادند. رهبر انقلاب در تبیین عوامل ایجاد اتحاد دنیای اسلامی، پرهیز از «سوءظن و اهانت فرق مختلف شیعه و سنی نسبت به یکدیگر» را بسیار مهم دانستند و با اشاره به تلاش گسترده مراکز «جاسوسی و اطلاعاتی» غرب برای تفرقه افکنی خاطرنشان کردند: 

 

«آن تشیعی که با MI6 انگلیس مرتبط است و آن تسننی که مزدور CIA است هر دو ضد اسلام و ضد پیامبرند».

 

طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های انجام شده، در حال حاضر حدود ۲۰ شبکه ماهواره‌ای وابسته به سرویس‌های جاسوسی انگلستان، آمریکا و اسرائیل برای ایجاد و گسترش تفرقه میان مسلمین به فعالیت مشغول‌اند. هدف از تأسیس این شبکه‌ها، ترویج افکار تفرقه‌افکنانه و معرفی مرجعیت ساختگی به دورترین مناطق و با زبان‌های مختلف است.

این شبکه‌ها غالبا از سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳ راه‌اندازی شده‌اند و همواره آزادانه به فعالیت مشغول بوده‌اند. هزینه راه‌اندازی و تولید برنامه‌های این شبکه‌ها بسیار سنگین می‌باشد بطوریکه آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه‌های فقط یکی از این شبکه‌ها می‌گوید:

«هزینه‌های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد.» گرچه گاهی در ظاهر گفته می‌شود کسب درآمد و تامین هزینه‌های این شبکه‌ها از طریق جمع‌کردن پول از خود مخاطبان و بینندگان خود می‌باشد و حتی برای این منظور، دفاتر و حساب‌های بانکی نیز در سراسر جهان راه‌اندازی و اعلام شده‌اند اما گردانندگان این شبکه‌ها نمی‌توانند نقش تامین مالی آنها از سوی سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی بیگانگان را مخفی کنند. مهمترین این شبکه‌ها که عمدتا با برخی دفاتر و بیوت علما مانند بیت آقای شیرازی مرتبط می‌باشند عبارتند از:

شبکه فدک:

مدیر این شبکه یک روحانی‌نمای کویتی به نام یاسر الحبیب، داماد سیدمجتبی شیرازی است. وی از سال ۲۰۰۱ هیئتی موسوم به «خدام‌المهدی» را در کویت تأسیس کرد؛ دولت کویت برای مدتی وی را زندانی کرد اما تحت فشار سازمانهای حقوق بشری مجبور به آزادی وی شد؛ او از آنجا به لندن رفت و پناهندگی بریتانیا را دریافت کرد. در انگلستان به همراه سید مجتبی شیرازی (برادر سیدصادق شیرازی) و با امکانات دولت انگلیس در دهکده مرفه‌نشین فولمر در اطراف باکینگهام‌ یک کلیسای متروکه را به قیمت ۲ میلیون پوند خریداری و آن را به مرکز فعالیت‌های خود از جمله شبکه تلویزیونی فدک جهت تفرقه‌افکنی میان شیعه و سنی تبدیل کرد.

وی در رمضان سال ۱۳۸۹ از کانال تلویزیونی خود ضمن جشن گرفتن سالگرد مرگ عایشه همسر پیامبر اسلام انتقادات صریحی به عایشه روا داشت. او همچنین در این شبکه تلویزیونی با انتقاد از رویکرد عرفانی و عقیدتی طیف گسترده‌ای از علمای شیعه از جمله حضرت امام خمینی، آیه ا… خامنه‌ای، علامه طباطبایی، آیت الله بهجت، آیت‌الله سیستانی، آیت الله محمد باقر صدر، آیت‌الله حکیم و سایر مراجع بزرگ شیعه در کشورهای منطقه، همگی ایشان را منحرف خواند و مدعی شد که ایشان از مذهب تشیع خارج شده‌اند!

تنها کسی که از گزند انتقادات یاسرالحبیب در امان مانده و بلکه همواره به عنوان مرجعیت راستین شیعه از سوی او معرفی شده، آیت‌الله سید صادق شیرازی می‌باشد! در مقابل سیدصادق شیرازی نیز همواره یاسرالحبیب را تایید کرده و به حمایت از او برخاسته است. به دنبال انتقادات گسترده‌ای که از سوی علمای اسلام به یاسر الحبیب مبنی بر بی سواد بودن او وارد شد، سیدصادق شیرازی اجازه‌نامه‌ای مفصل برای او نگاشت و این روحانی‌نمای کم سن و سال و منحرف را «علامه و صاحب الفضیله» خطاب کرد!

یاسرالحبیب با گسترش فعالیت‌هایش در لندن علاوه بر مدیریت شبکه ماهواره‌­ای «فدک»، روزنامه‌­ای با نام shianewspaper را نیز منتشر کرد؛ حوزه علمیه «امامین عسکریین» و «حسینیه سیّدالشّهدا» را با حمایت انگلیسی­‌ها در لندن  تأسیس کرد؛ و… .

شبکه لندنی فدک، در یکی از برنامه‌های خود، با اعلام اسم رمز «ما امشب علیه عایشه اعلام جنگ می‌کنیم!»، جمعیتی کوچک در لندن را گردهم آورد و آنان علیه همسر پیامبر اسلام (ص) به توهین پرداختند. انتشار گسترده این مراسم در شبکه‌های خبری و اجتماعی در عراق، عربستان، لبنان، پاکستان و … موجب تشدید فشارها بر شیعیان و درگیری میان اهل سنت و شیعیان در کشورهای مختلف شد که واکنش مراجع و علمای اسلام را در پی داشت. با استفتاء علماء عربستان از مقام معظم رهبری درباره توهین به عایشه، و پاسخ ایشان که فرمودند: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سیدالأنبیاء پیامبر اعظم – حضرت محمد (ص) می‌شود.»، آتش فتنه این شبکه لندنی فروکش کرد.

شبکه الأنوار:

این شبکه از سال ۲۰۰۴ بر روی سه ماهواره فعالیت خود را آغاز کرده است. دفتر مرکزی این شبکه در کویت است اما برنامه‌های آن از لندن پخش می‌شود. الأنوار همچنین یکی از شبکه‌های مذهبی مهم در عراق در جهت ترویج افکار شیعه لندنی می‌باشد.

شبکه مرجعیت:

این شبکه به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی برنامه‌های مختلفی از جمله پاسخگویی به سؤالات شرعی پخش می‌کند، به تبلیغ سایر مراکز مرتبط با حلقه انحرافی نیز مشغول می‌باشد.

شبکه‌های جهانی امام حسین(ع) ۱و۲و۳:

این سه شبکه با پخش برنامه‌هایی در قالب “احیاء امر اهل بیت(ع)” به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی در واقع با هدف مدیریت افکار عمومی در مسیر تفرقه مسلمین راه‌اندازی شد. دفتر مرکزی آن در کربلای معلا قرار دارد ولی در واقع از لندن حمایت و هدایت می‌شود و در ساعات زیادی از روز، به صورت زنده تصاویر دوربین‌های حرم حسینی(ع) را پخش می‌کند.

شبکه اهل بیت:

این شبکه با مدیریت یک روحانی‌نمای افغانی به نام «حسن اللهیاری» ابتدا در آمریکا راه‌اندازی شد و دفاتری نیز در قم، اصفهان و مشهد تاسیس نمود ولی با دامن زدن به اختلافات مذهبی، فعالیت آن در ایران در اسفند ۱۳۸۹ تعطیل گردید؛ سپس به آمریکا منتقل شد و از شهر سن دیگو (در کالیفرنیای آمریکا) به پخش برنامه ‌پرداخت. این شبکه در دوره فعالیت خود به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و اردو، در کنار تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه»، به مناسبت مرگ خلیفه دوم به برگزاری جشن‌های موسوم به «عیدالزهرا» و اهانت‌های مکرر به همسر پیامبر اسلام(ص) پرداخته است. الهیاری منتقد سرسخت ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی ایران است و از این رو مورد حمایت آمریکا قرار دارد.

شبکه سلام:

این شبکه که از سال ۲۰۰۵ فعالیت خود را آغاز کرده است، از ابتدا ادعا داشت به هیچ حزب سیاسی و جریانی وابسته نیست اما هرگز نتوانست عدم وابستگی خود به دشمنان اسلام و ضدیت با انقلاب اسلامی را مخفی نگهدارد. مدیر این شبکه “شیخ محمد هدایتی” یک روحانی‌نمای ساکن آمریکاست و از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه می‌باشد. در جریان فتنه سال ۸۸ ایران، شبکه سلام به حمایت از معترضان و اغتشاش‌گران پرداخت. محمد هدایتی با بیت شیرازی‌ها ارتباط کامل دارد. او در مصاحبه با شبکه صدای آمریکا بارها از قمه‌زنی دفاع نموده و جمهوری اسلامی را به دیکتاتوری متهم کرده است. از جمله فعالیت‌های وی، مدیریت سایت ضد انقلابی رسام -روحانیون سنتی ایران معاصر- است. او همچنین گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیپ‌هایی که می‌سازند، صحنه‌های دلخراش و انزجارآوری از قمه یا لطمه زنی است.

شبکه‌های جهانی الزهراء(س) و المهدی(عج):

این شبکه‌های ماهواره‌ای در راستای همان سیاست تفرقه‌افکنانه دشمنان اسلام به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی و ترکی برنامه تولید می‌کنند.

شبکه ماهواره‌ای فورتین:

این شبکه نیز به صورت شبانه‌روزی، به پخش برنامه‌های تفرقه‌افکنانه به زبان عربی مشغول است. از جمله مواردی که در این شبکه به صورت ویژه تبلیغ می‌شود، تاکید به اصطلاح کارشناسان این شبکه بر قمه‌زنی و انتشار تصاویر مرتبط با این موضوع می‌باشد.

شبکه‌های جهانی بقیع، شبکه العقیله، شبکه امام صادق(ع)، شبکه حضرت خدیجه(ع) و سایر شبکه‌های وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانگان نیز در این زمینه فعالیت می‌کنند همگی آنان به زبانهای مختلف دائما در تور توطئه دشمنان اسلام در زمینه ایجاد اختلاف و گسترش شکاف مذهبی در جهان اسلام به فعالیت مشغولند.

کل برنامه‌های این شبکه‌های ماهواره‌ای غالبا بر سه محور بنا شده است:

۱- سب و لعن اهل سنت و مقدسات آنان و تأکید بر برائت از ایشان.

۲- ترویج قمه‌زنی و برخی اعمالی که موجب وهن مکتب تشیع می‌گردد؛ نظیر راه رفتن بر روی شیشه‌، آتش، تیغ زدن بر پشت و سایر اعمالی که موجب تغییر چهره عقلانی تشیع به جریانی کم خرد و خشونت‌طلب می‌گردد.

۳- مخالفت آشکار با انقلاب اسلامی و اهانت به بنیانگذار و رهبری معظم انقلاب.

این جریان‌ها در تبلیغات خود، هر حکومتی پیش از ظهور حضرت مهدی (عج) را حکومت طاغوت می‌شمارند و به این بهانه به تندترین شیوه‌ها به جمهوری اسلامی ایران می‌تازند و در راستای اهداف دشمنان جمهوری اسلامی، درصدد ممانعت از قدرت گرفتن این تنها حکومت شیعی در جهان می‌باشند. در حالی که اساسی‌ترین سؤال از این جریان این است که اگر آنان واقعا دلسوز مکتب تشیع هستند، چرا با قدرت‌گرفتن یک حکومت شیعی مقتدر که مروج مذهب تشیع در جهان است مخالفت می‌کنند؟!

 

سایر مراکز وابسته

علاوه بر مراکز فوق می‌توان به برخی دیگر از مراکز و موسسات با عقاید انحرافی تفرقه‌ساز حوزوی اشاره کرد که در دامن زدن به اختلافات مذهبی فعال می‌باشند.

از جمله این مراکز عبارتند از:

حوزه شیخ احمد بن فهد الحلی در کربلا که با بیش از ۴۰ حجره در حال فعالیت است و دو مرکز «مؤسسه الرسول الأعظم الثقافیه» و «مرکز الثقافی الإسلامی» در آن وجود دارد. این حوزه همچنین ۴ کمیته تخصصی «هیئت‌ها»،‌ «مجالس حسینی»، «برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها» و کمیته «کنفرانس‌ها و همایش‌ها» نیز دارد. موسسه خیریه ۱۴ معصوم، مرکز پژوهشی الفرات، موسسه التقی، موسسه الامام الجواد، مستشفی سیدالشهداء، مستوصف ولی الله الخیری، موسسه الزهرا، هیئت بیت العباس، هیئت المحسنیه، مجمع العسکریین و چند موسسه و مرکز دیگر در ایران و سایر کشورها در راستای همین سیاست و مروّج عقاید مورد نظر این جریان می‌باشند.

رهبر معظم انقلاب در موارد و مناسبت‌های مختلف با نهی قاطع از این اقدامات، بر کلیدواژه‌های “تسنن آمریکایی” و “تشیع انگلیسی” تأکید  داشته‌اند:

«… به این هم شیعه توجه کند هم سنی. بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن صادر شود به دنیا، اینها مثل هم هستند. هر دو برادران شیطان هستند و هر دو عوامل آمریکا و غرب و استکبار هستند.»

گفتگو | جریانات موجود در لبنان

  • ۱۹
گفتگو | جریانات موجود در لبنان

جریان شناسی حوزه‌های علمیه لبنان|بخش اول

حجت‌الاسلام دکتر مجید شاکر سلماسی دانش‌آموخته دانشگاه ادیان و مذاهب در مصاحبه با پایگاه جریان‌شناسی اسباط به جریانات موجود در لبنان اشاره کرده  که در ذیل می‌خوانید:

 

اسباط: ورود اسلام و تشیع به لبنان با حضور ابوذر غفاری اتفاق افتاد

ریشه ورود اسلام و تشیع در لبنان همانگونه که در تاریخ هم گزارش شده، به حضور ابوذر غفاری در آن منطقه برمی‌گردد و بعداز آن علمای بزرگ و تأثیرگذاری در لبنان پرورش یافتند مرحوم محقق کرکی که در دوره صفویه با دعوت شاهاهان وقت به ایران آمد از جمله این علماست، در عین حال به جرأت می‌توان گفت تعداد زیادی از علمای بزرگ این دوره از جبل عامل و لبنان برخاسته بودند.

اولین حوزه علمیه لبنان حدود قرن هفتم ه.ق توسط شیخ اسماعیل جزینی در منطقه جزین که در مناطق جنوب لبنان واقع شده بنا گردیده است.

بسیاری از تاریخ پژوهان مسلمان جنوب لبنان علی‌الخصوص استان جبل عامل را یادآور دوره تاریخی ریشه داری از اسلام و تشیع می‌دانند ضمن اینکه مسأله ریشه‌دار بودن تشیع به صورت اجتهادی و کاملاً علمی مورد بحث قرار گرفته است.

اسباط: در دوره معاصر شیعه در لبنان چگونه بوده است؟

در دوره معاصر و صدسال اخیر با توجه به جریانات سیاسی پیش آمده از جمله فروپاشی حکومت و سلطنت عثمانی و پیمان سایکس پیکو که از طرف غربی‌ها در منطقه عثمانی اعمال گردید، در لبنان قدرت به‌صورت طایفه‌ای و فرقه‌ای که عمدتاً تحت سلطه و استعمار بیگانگان بودند تقسیم شد؛ به‌عنوان مثال زبان دوم لبنان فرانسوی است، چراکه بعد از پیمان سایکس پیکو لبنان را به فرانسوی‌ها دادند، حتی قانون کنونی لبنان با دیکته و املای فرانسوی‌ نوشته شده، پراکندگی قدرتی که امروز در لبنان شاهد آن هستیم؛ مثلاً رییس جمهور مسیحی مارونی باشد یا رییس مجلس فقط از شیعیان باشد و نخست وزیر هم سنی باشد، این امر با دخالت فرانسوی‌ها بوده و مردم لبنان در نوع چینش قدرت دخالتی نداشته‌اند، شاید امروز احساس شود کشور لبنان یک کشور دموکراتیکی است؛ اما اساس این کار و شروع آن با رأی مردم نبوده است.

اسباط: جایگاه شیعیان در لبنان چگونه است؟

در صد ساله اخیر شیعیان شهروند درجه دو لبنان بودند، آن‌طور که در گزارشات تاریخ معاصر وارد شده، قبل از انقلاب یا قبل از امام موسی صدر، شیعیانی که برای کار یا هر چیز دیگری وارد بیروت می‌شدند به عنوان شهروند درجه دو می‌آمدند، و به چشم یک کارگر یا کسی که کارهای سخت را به آنها می‌سپردند با آنها رفتار می‌شده است.

امام موسی صدر محرک اصلی پویایی تشیع در لبنان

اولین حرکتی که تشیع در لبنان را به سمت پویایی هدایت کرد توسط امام موسی صدر شکل گرفت و این نیز مقدمه‌ای برای ارائه یک ایده منطقی و امروزی در دنیا شد.

در این راه و حرکت بزرگ «شهید چمران»، بزرگترین قوّت قلب و کمک کار امام موسی صدر بود به‌گونه‌ای که هیچ منطقه یا روستایی در لبنان یافت نمی‌کنید که نام شهید چمران در آن نباشد چراکه شیعیان لبنان بسیاری از دستاوردهایشان را مدیون و مرهون شهید چمران هستند.

امام موسی صدر در لبنان مراکز زیادی در قالب‌های متفاوت اعم از مراکز نظامی، علمی و حتی مدارس فنی و حرفه‌ای ایجاد کرد معمولاً علما نهایتاً حوزه علمیه‌ای را تأسیس می‌کنند؛ اما شما ببینید افق دید امام موسی صدر در چه حدی بوده که در بعلبک یک هنرستان فنی تأسیس کرده است که شامل رشته‌های مهندسی، حسابداری، پرستاری و رشته‌های فنی و هم اکنون هم مشغول به فعالیت هستند.

این حرکت یا به اصطلاح شروع تغییر جایگاه اجتماعی شیعیان لبنان به دست امام موسی صدر صورت گرفت، یعنی اگر شهروندی از شیعیان به عنوان یک کارگر سطح پایین وارد بیروت می‌شد اکنون جایگاه اجتماعی او افزایش یافته و کسی به چشم شیعیان دون شأن آنها نگاه نمی کند.

بزرگترین قدرت تأثیرگذار در خاورمیانه

این حرکت باعث شد که در حال حاضر شما بزرگترین قدرت تأثیر‌گذار در خاورمیانه باشید، وقتی از قدرت شیعه و حزب‌الله صحبت می‌کنیم، فقط بحث لبنان نیست، کل معادلات دنیا دچار تغییر شده  و جرقه این جریان در ابتدا به‌وسیله امام موسی صدر و با کمک شهید چمران زده شد، و نهایتاً این فعالیت‌ها منجر به تشکیل حزب امل در لبنان گشت.

اسباط: توضیحاتی درباره حزب امل ارائه بفرمایید.

مؤسسان اصلی حزب امل و همچنین مجلس اعلای لبنان، امام موسی صدر، مرحوم علامه محمد مهدی شمس الدین و شهید مصطفی چمران بودند. بعد از اختفای امام موسی صدر تا سالیان سال که علامه محمد‌مهدی شمس‌الدین ریاست مجلس اعلا لبنان را بر عهده داشت، به احترام امام موسی صدر و به عنوان معاون و از طرف ایشان مکاتبات اداری را امضا می‌کرد.

تا اینکه اخیراً بعد از رحلت علامه محمد‌مهدی شمس‌الدین، برادر ایشان به نام علامه عبدالامیر شمس الدین، ریاست مجلس را نمی‌پذیرند و در حال حاضر رئیس مجلس، آقای عبدالامیر قبلان هستند، اوهم به همین ترتیب به عنوان معاونت امام موسی صدر فعالیت می‌کند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تحولات مهمی در جهان اسلام رخ داد به عنوان مثال در سال‌های قبل در ترکیه به عنوان یک کشور مسلمان  حتی یک مسجد برای شیعیان وجود نداشت اما در حال حاضر با گذشت چهاردهه پیروزی انقلاب اسلامی چهل مسجد در  ما حتی تحولات بزرگی در شیعیان اتفاق می افتد مثلاً چهل سال پیش در استانبول هیچ مسجد و یا اثری از شیعه نداشتیم اما الان بعد از چهل سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در استانبول چهل مسجد شیعه فعال است و آن هم مساجدی که در درازمدت یک تمدن شیعی را رقم می زند.

به‌طور کلی فقط بحث لبنان نیست، پیروزی انقلاب اسلامی یک نقطه عطفی در تمام دنیا و به نفع مکتب اهل بیت علیهم السلام در سراسر جهان شده است، و من معتقدم که جمهوری اسلامی ایران در صدور انقلاب، در بحث حوزه بین‌الملل در زمینه فعالیت‌های فرهنگی و دینی قطعاً موفق بوده و اثرات مثبتی داشته است.

میل به انقلاب و علاقه به رهبر معظم انقلاب در ترکیه

در استانبول، شیعیان و جوان‌ها بسیار انقلابی‎تر و متدینی هستند مثلاً هر چند عشق و ارادت ما به حضرت آقا کم نیست؛ اما عید فطر به دلایل مختلف به فکرمان خطور نمی‌کند از شهرهای مختلف برویم نماز رهبر معظم انقلاب لیکن برخی از استانبول می‌آیند تهران که در نماز حضرت آقا شرکت کنند، یک انسان چقدر باید یک فرد را دوست داشته باشد که چنین کاری انجام دهد؟

بر‌گردیم به بحث لبنان؛ پیروزی جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) نقطه عطفی برای شیعیان لبنان شد، یعنی بعد از حرکت امام موسی صدر که یک تکانی به شیعیان منطقه داد، انقلاب اسلامی ایران تأثیر خیلی زیادی بر آنها گذاشت و اساساً آنها را متحول کرد، به عنوان مثال به‌وجود آمدن حزب‌الله مرهون پیروزی انقلابی اسلامی در ایران است.

پیروزی انقلاب اسلامی آنقدر برای بزرگان لبنان قابل اهمیت بود که قبل از اینکه اصلاً پیش نویس قانون اساسی در ایران مطرح شود، به مجرّد اینکه شاه از ایران می‌رود و امام تشریف می‌آورند و هنوز مشخص نیست آینده انقلاب چه خواهد شد، یک عده‌ای از علمای لبنان جمع می‌شوند یک استفتائی از شهید محمدباقر صدر در عراق، انجام می‌دهند که الان که یک حکومت شیعی در ایران می خواهد تشکیل شود با چه پشتوانه فقهی؟ و با چه پشتوانه کلامی؟

این سوال از طرف علمای لبنان بوده و شهید محمدباقر صدر(ره) فقط به یک جواب مختصر بسنده نمی‌کند بلکه کاملاً احصا می‌کند به اصطلاح قوانین کشور شیعی را که منطبق بر فقه و کلام شیعه باشد.

انقلاب اسلامی برای لبنانی‌ها مهم بوده و به عنوان یک ملجأ و به عنوان یک منشأ به آن نگاه می کردند و الان هم نگاه آنها به همین نحو است.

در لبنان به محمدباقر صدر پدرخوانده قانون اساسی می‌گویند، چون به هر حال بحث مرزهای سیاسی که مطرح نیست، بحث ایدئولوژی است، ایدئولوژی هم که مرزی نمی‌شناسد که ما بگوییم ایشان ایرانی بود یا نبود، ایدئولوژی ایشان این بود که به هر حال حکومت شیعی این مشخصه‌ها را باید داشته باشد و خیلی جالب است که حتی به استیضاح وزراء و حتی اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان، که حل اختلاف آنها الان در قانون پیش‌بینی شده که کار مجمع تشخیص مصلحت نظام است، همه این مبانی را از فقه و کلام شیعی استخراج نموده است اتفاقا در همین زمینه من مقاله‌ای کار کردم که در مورد مقایسه قانون اساسی است.

پس این انقلاب اسلامی برای لبنانی‌ها مهم بوده و به عنوان یک ملجأ و به عنوان یک منشأ به آن نگاه می کردند و الان هم نگاه آنها به همین نحو است. من یک بار از یکی از بچه‌های حزب‌الله به صورت خودمانی پرسیدم اگر زمانی مثلاً به ایران تعرّض کنند واقعاً با دل می آیید جلو؟ چکار می‌کنید؟ ایشان جواب داد که به فرض اگر کسی به واتیکان تعرّض کند، مثلاً یک مسیحی در چین یا ایالات متحده، ساکت می‌نشیند؟ واتیکان برای آنها به منزله دین، مذهب و خدای آنهاست. ایشان می‌گفت همه آمال ما از ایران است و دل ما و همه چیز ما از ایران است.

بحث محوریت ولی فقیه از دل حزب امل بیرون آمد

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بحث محوریت ولی فقیه از دل حزب امل بیرون آمد، من نمی خواهم این را به صورت قطعی بگویم چون حزب امل تا حدودی می‌شود گفت که دو دل بود، یعنی یک دلش قم و دل دیگرش نجف بود. نمی دانم این تعبیر، تعبیر درستی باشد یا نه، اما حزب امل چنین حالتی داشته است.

از درون همین حزب امل گروهی که در راس آنها علامه محمدحسین فضل الله(ره) قرار داشت( البته با قطع نظر از مباحث اعتقادی وجود دارد )، شیخ راغب حرب، به همراه سید عباس موسوی و بسیاری از افرادی که از فعالان حزب امل بودند یک حزب جدید به نام حزب‌الله را تشکیل دادند.

البته در ابتدا یک شیطنت‌هایی و سیاست‌های اشتباهی آنجا اتفاق افتاد که باعث شد بین آن دو حزب، درگیری‌هایی پیش بیاید و حتی در جنگ داخلی ۱۵ ساله حزب‌الله، این دو حزب هم با هم درگیر بودند، و متأسفانه امروز بعضی شهدا را داریم که وقتی سوال می‌شود که این شهید بزرگوار به دست چه کسی شهید شده؟! در جواب گفته می‌شود که به وسیله حزب امل یا بالعکس، خب این هم از نکات منفی بحث بوده و ضروری است که برای جلوگیری از بروز دوباره آن آسیب‌شناسی شود.

به‌هر حال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد یک حرکت های بنیادین در میان شیعیان بودیم، الحمدلله بزرگان دینی ما، در رأس آنها امام راحل، مشکلات را به صورت ریشه‌ای و بنیادین حل می‌کردند، یعنی یک داروی مسکن نمی دادند، بلکه اساسی معالجه می کردند.
 


ادامه دارد ...

 

جریان‌های سیاسی شیعی عربستان و نسبت آن‌ها با انقلاب اسلامی

  • ۲۳
جریان‌های سیاسی شیعی عربستان و نسبت آن‌ها با انقلاب اسلامی
 

 

تاثیرپذیری جریان‌های شیعی عربستان از انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران تحول بزرگی بود که هرچند خود متأثر از فضای اسلام گرایی و بیداری اسلامی نیمه دوم قرن بیستم میلادی در جهان اسلام به‌شمار می‌رفت، لیکن تأثیری غیر قابل انکار بر تحولات اسلام خواهانه در منطقه داشت. شاید بتوان گفت که تأثیر انقلاب اسلامی بر روی جنبش‌های شیعی منطقه بیش از هر جنبش دیگری بود که این امر را می‌توان به وضوح در منطقه شیعه نشین شرق عربستان دید.
منطقه شرق عربستان شامل دو شهر اصلی احساء و قطیف و یک منطقه ریشه دار است که بیشتر مردم آن دارای مذهب شیعی هستند. شیعیان این منطقه در مقایسه با دیگر جوامع شیعی به ویژه در مناطق خلیج فارس مثلاً بحرین محافظه کار تر بوده و از سوی وجها و خاندان‌های بازرگان و ارتباط ایشان با کانون‌های شیعی به ویژه در نجف اشرف مدیریت می‌شد.
با اینکه علمای منطقه بحرین قدیم که شامل احساء و قطیف هم می‌شود در دوره صفوی و در قالب نحله‌های مختلف اصولی و اخباری و عرفانی با کانون‌های شیعی در ایران رابطه وثیقی داشتند؛ اما در دوره جدید به نظر می‌رسد به ویژه احساء و قطیف بیش از پیش با نجف همبسته شده بودند.