یادداشت | جریان‌های فکری فعال سعودی

جریان سروری:

نوع ساختار تفکرات این جریان که آمیخته‌ای از اندیشه سیاسی اخوانی و اعتقادات سلفی سنتی(وهابی) است موجبات گسترش این جریان را در عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی فراهم آورده است.

تاریخ پیدایش و تحولات جریان سروری:

نشانه‌های شکل‌گیری این جریان به اواخر دهه شصت و اوائل دهه هفتاد در عربستان باز می‌گردد. در آن زمان  فضای عربستان از جریان‌های جنبشی و حرکتی خالی بود. جریان اخوان المسلمین که سالها پیش از این وارد این سرزمین شده بود به سبب فشارهای جریان سلفی سنتی (وهابی) و ناتوانی در سازگاری با محیط جدید، کارکرد خاصی نداشت. جریان سلفی سنتی(وهابی) هم به دور از رخدادهای جامعه و تحولات زمان، بر فعالیت‌های پژوهشی اعتقادی حدیثی خود متمرکز شده و به نفوذی که کلام و دیدگاهش در دستگاه حاکمه داشت، بسنده کرده بود.

تلاقی دو جریان اخوانی و سلفی سنتی در عربستان بستری را برای شکل‌گیری جریان جدیدی به اسم سروری[1] فراهم آورد که از سوی شیخ محمد سرور زین‌العابدین پایه‌گذاری شد. این جریان از یک سو در بردارنده دیدگاه جنبشی اخوان بود و از سوی دیگر اعتقاد سلفی داشت که آن را سازگار با محیط پیرامونی خود قرار می‌داد و این یعنی نسخه‌ی سیاسی از اسلام وهابی. سروریه که بر اساس اذعان بنیانگذارانش متشکل از سه عنصر جنبشی اخوان، انقلابی قطب و سلفی ابن تیمیه بود[2] توانست انتقادهای متوجه به جریان اخوانی‌ها و سلفی سنتی را نسبت خود بی‌اثر سازد و از این دو جریان پیشی بگیرد.
 

فعالان جریان سروری  کار خود را از تبلیغ در مراکز آموزشی دبیرستانی و دانشگاهی آغاز کردند و با تکیه بر گروه‌های روشنگری اسلامی ( الجماعات التوعیة الإسلامیة فی المدراس ) با برگزاری دوره‌ها و کلاسها به تربیت نیرو برای آینده جریان خود پرداختند و همین امر سبب شد که این جریان به سرعت در میان جوانان سعودی گسترش یابد و به مرور زمان به یکی از اصلی‌ترین جریان‌های این کشور تبدیل گردد.
محمد بن سرور پس از چندی به کویت عزیمت کرد و از آنجا به انگلیس رفت و سال 1986 در انگلیس «‌المنتدی الإسلامی» را تأسیس کرد و در آنجا مجله البیان[3] را منتشر ساخت.[4] او سپس در بیرمنگام « مرکز دراسات السنة النبویة » را بنیان نهاد و مجله السنة[5] را منتشر ‌کرد که توزیع آن در عربستان و بسیاری از  کشورهای عربی ممنوع است.[6] محمد سرور در پی حمله عراق به کویت و جنگ خلیج  سال 1991 موضعی مخالف مواضع جریان سیاسی و دینی حاکم بر عربستان اتخاذ کرد. او حتی در یکی از سخنرانی‌های خود در انگلیس، نظام حاکم بر عربستان را تکفیر کرد.
جریان سروری در برهه دهه هشتاد و نود قرن گذشته دوران طلائی خود را تجربه می‌کرد. این جریان همزمان با حضور محمد سرور در کویت و انگلستان، در داخل عربستان فعالیت داشته و در حال گسترش بود و توانست به یک قدرت برتر در صحنه دینی، سیاسی و فرهنگی عربستان تبدیل گردد و در بسیاری از دانشگاه‌ها، مدارس و موسسات دولتی گسترش یابد و برخی گزارش‌ها حاکی از نفوذ این جریان در مناصب مهم به ویژه در دانشگاه‌ها در حال حاضر است.
سروری ها  در دهه نود قرن گذشته بیشترین تنش‌ها را با حاکمیت داشتند. فضای متلاطم عربستان در آن برهه از زمان به خاطر شدت یافتن فعالیت گروه‌های جهادی همچون القاعده و همچنین گروه‌های مخالف شیعی، بر حساسیت حاکمیت عربستان نسبت به جریان‌های مخالف می‌افزود. در این دهه حاکمیت با اعمال فشار امنیتی بر فعالیت‌های این جریان در مقابل آن‌ها ایستاد و چندین تن از چهره‌های بارز این جریان را بازداشت کرد.
بزرگان سروری پس از آزادی از زندان و پس حوادث یازده سپتامبر با تغییر رویکرد و نرمش در مواضع خود، تنش میان خود حکومت را آرام ساختند[7]و بیشتر تمرکز خود را بر نقد جریان جهادگری اسلامی همچون القاعده قرار دادند . چه بسا این تغییر رفتار سروری‌ها برای تبرئه شان از انتساب به گروه‌های جهاد گرا و حمایت از آنها باشد.
با آغاز حوادث حرکت بیداری اسلامی در دهه دوم قرن جدید ، سروری ها به تأیید و حمایت از انقلاب‌ها پرداختند این امر سبب شد دوباره در معرض فشارهای امنیتی قرار بگیرند.

تقابل دیدگاه جریان سروری و نظام حاکم در عربستان:

تفاوت نگاه جریان سروری با نظام سیاسی و دینی حاکم در عربستان، این دو را در مقابل یکدیگر قرار داد. نظام دینی حاکم در عربستان  که در اختیار جریان سلفی سنتی(وهابی) است به اطاعت مطلق از حاکم امر می‌کند و هرگونه خروج بر حاکمیت را حرام می‌داند. به اعتقاد آنها عربستان تنها کشوریست که حکومت در آن بر اساس شریعت الهی است. این نوع نگاه سلفی سنتی به حاکمیت سبب شده است که جریان سلفی سنتی در عربستان یکی از مهم‌ترین ارکان نظام سعودی به‌حساب آید. برخلاف دیدگاه جریان دینی حاکم در عربستان، سروری‌ها معتقدند که خروج بر حاکم مسلمانی که بر اساس احکام غیر الهی حکم می‌کند جائز است و در حال حاضر در هیچ کشوری در دنیا حتی عربستان شریعت اسلامی حاکم نیست.[8]

علاوه بر این دیدگاه، مسئله‌ی دیگری که سروری‌ها را در برابر جریان حاکم قرار می‌دهد دیدگاه این جریان نسبت به اصل الولاء و البراء (توّلی و تبرّی) است. براساس تفسیر آنها از این اصل، موالاة غیر مسلمانان به هر شکلی از آن ممنوع است. نقطه آغاز ظهور این دیدگاه در جریان سروری جنگ خلیج و استعانت از غیر مسلمانان است.[9] آنها همچنین بر اساس این اصل، همکاری و نزدیکی با نظام‌های حاکم بر کشورهای عربی و اسلامی را  که به باور آنها غیر اسلامی به‌شمار می‌روند جایز ندانسته و افزون بر آن معتقدند در صورت مهیا بودن شرایط، خروج بر آنها واجب است.[10] این نوع دیدگاه‌های جریان سروری سبب شد که نظام حاکم در عربستان در برابر آنها موضع سختی اتخاذ کرده و به مقابله عملی و فکری این جریان بپردازد. از این رو چهره‌های شاخص این جریان را بازداشت کرده و از فعالیت‌های آنها جلوگیری به عمل آوردند. این رویکرد سخت نظام حاکم نسبت به جریان سروری در عربستان تا کنون ادامه یافته است.

چهره‌های شاخص جریان سروری:

در کنار محمد سرور چهره‌های دیگری همچون محمد قطب، سلمان العوده، عائض القرنی درشکل گیری و تحولات جریان سروری نقش داشتند.
محمد قطب برادر سید قطب از موثرترین نظریه پردازان جریان حرکی در جهان اسلام به‌حساب می‌آید. افکار او امتداد اندیشه‌های سید است اما با رویکردی سلفی.[11] محمد قطب در حقیقت میان اندیشه‌های سید و اندیشه وهابیت نوعی سازگاری ایجاد کرده بود. این تلاش زمینه‌ای شد برای ارائه نسخه‌ی جدید از حرکت قطبی. پس از محمد قطب شاگردانش همچون محمد بن سعید القحطانی و این راه را دنبال کردند.
شخصیت مهم دیگری که در جریان سروری نقش مهمی ایفا کرده است. سفر الحوالی است. علاوه بر او، سلمان العوده، ناصر العمر و عائض القرنی نیز در این حرکت نقش محوری دارند. آنها با جدیت به انتقاد از سیاستهای رسمی حکومت پرداخته و به دنبال اصلاحات سیاسی، اقصادی، فرهنگی و آموزشی‌اند. با محوریت این افراد در درون جریان سروری چندین طیف با گفتمان‌های متفاوت برگرفته از اصول سروری شکل گرفته است.

سروریه در جهان اسلام:

قدرت مالی جریان سروری به علاوه تفکرات جهادی و مرتبط ساختن آن با روش سلف صالح، موجبات گسترش سریع آن را در خارج مرزهای عربستان فراهم ساخت و این جریان توانست در تعدادی از کشورهای عربی و اسلامی راه یابد.
حرکت سروریه در کویت از طریق جریان معروف به سلفیه علمی گسترش یافت که با جریان جامی فعال در کویت در نزاع شدیدی است.  آنها در سال 2005 حزب سیاسی به نام حزب الأمة را به عنوان شاخه سیاسی جریان سروری تشکیل دادند. این حزب در دیگر کشورهای سازمان همکاری کشورهای عربی خلیج فارس نیز توانست ورود پیدا کند. فعالیت این حزب در تمامی این کشورها ممنوع است.[12] این جریان در کشورهای امارات، مصر، سودان، الجزایر و یمن نیز فعالیت‌های قابل توجهی دارد.

سروریه و انقلاب اسلامی ایران:

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران جریان‌های اسلام‌گرای سیاسی را در جهان اسلام به تکاپو و تلاش برای رسیدن به اهدافشان واداشت.  یکی از این جریانها نیز جریان سروری است که به گفته مخالفینشان به دنبال نسخه‌ای همچون انقلاب ایران در عربستانند.[13]
اما این به معنای موافقت جریان سروری با جمهوری اسلامی ایران نیست. برخی ویژگی‌های فکری در این جریان سبب شده است که سروری‌ها یکی از سرسخت‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام به‌حساب بیایند. بنیان‌های فکری این جریان که بر تفکر سلفی وهابی استوار گردیده موجب شکل‌گیری  رویکردی ضد شیعی در جریان سروری شده است. همین امر مهمترین علت مخالفت این جریان با انقلاب اسلامی ایران، به عنوان حرکتی شیعی است. در نگاه آنها انقلاب شیعی ایران از آغاز پیدایش تا اکنون به دنبال مقابله با اهل سنت است و در این سالها از هیچ گونه ظلمی بر ضد اهل سنت فروگذاری نکرده است. لذا انقلاب اسلامی ایران را خطرناک‌ ترین دشمن اسلام بر می‌شمرند[14] که مبارزه با آن در ضرورت دارد.
این رویکرد ضد انقلاب اسلامی سروری‌ها در آثار و مواضعشان به وضوح قابل مشاهده است. کتابهایی مانند: وجاء دور المجوس، أحوال أهل السنة فی إیران، الخمینی بین التطرف والاعتدال [15]و  که از سوی بزرگان این جریان بر ضد انقلاب اسلامی ایران تألیف شده در زمره مهمترین کتابهای تألیف شده در جهان اسلام بر ضد انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌آید.
علاوه بر اعتقاد به انحراف شیعه و لزوم مبارزه با آن، اعتقاد به اصولی همچون الولاء و البراء و حاکمیت توحید (حاکمیت بر اساس شریعت الهی)،  موجب تثبیت رویکرد مقابله با انقلاب اسلامی ایران در جریان سروری شده است.


نتیجه: اختلاف مبنایی جدی میان جریان سروری و انقلاب اسلامی ایران راه تعامل این با جریان را غیر ممکن ساخته است. حتی اگر زمانی سیاست نظام سیاسی حاکم در عربستان ایجاب کند که با انقلاب اسلامی تعامل داشته باشد. سلفیه سنتی(وهابی) نیز به تبعیت از آن و بنا بر اصل اطاعت مطلق از حاکم از شدت مخالف خود با شیعه و انقلاب اسلامی ایران می‌کاهد اما چنین احتمالی در در رابطه با جریان سروری به هیچ وجه وجود ندارد و رویکرد انقلاب اسلامی ستیز آنها تغییری نخواهد یافت.
 

نگارنده: محمدباقر نام آور


پی‌نوشت‌ها:
[1] .
نام این جریان برگرفته از نام موسس آن شیخ محمد سرور بن نایف زین العابدین است.  اعضاء این جریان این نام را نمی پسندند و در ادبیات خود، خود را جریان بیداری و یا سلفیه اصلاحی و سلفی حرکی معرفی می‌کنند.
[2] .
عماد، عبدالغنی، الحرکات الإسلامیة فی الوطن العربی، بیروت، مرکز الداراسات الوحدة العربیة، چاپ اول، 2013م، ج،2 ص 2356.
[3] . http://www.albayan.co.uk .
[4] .
لاکروا، استیفان، زمن الصحوة: الحرکات الإسلامیة المعاصرة فی السعودیة، ترجمه: الزموری، عبدالحق، بیروت،الشبکة العربیة للابحاث و النشر، چاپ اول، 2012م،ص 169.
[5] . http://sunah.org.
[6] .
این دو مجله در حقیقت تریبون جریان سروری برای بیان مواضعش در رابطه با مسائل مختلف سیاسی و فکری جهان عرب و عالم اسلامی است. بیشتر شهرت این مجله‌ها  و به ویژه مجله السنة به خاطر انتشار مواضع تند جریان سروری نسبت به موضع دولت عربستان و عالمان رسمی آن است. عماد، عبدالغنی، پیشین،ج2،ص 2352. رمزی، سعید، التیار السرورى الجهادى الفقه والهیاکل والارتباطات العربیة، قاهرة، المکتب العربی للمعارف،2015م، ص9.
[7] .
أبو رمان، محمد، الصراع علی السلفیّة قراءة فی الأیدیولوجیا و الخلافات و خارطة الانتشار، بیروت،الشبکة العربیة للابحاث و النشر، چاپ اول، 2016م، ص 53.
[8] .
السویدی، جمال السند، السراب، چاپ اول، دولة الإمارات العربیة المتحدة،2015م، ص 448.
[9] .
دولت عربستان در درپی حمله عراق به کویت سال 1991 برای حفظ کشور خود در برابر  حمله احتمالی صدام از آمریکا خواست در تا نیروهایش را برای مقابله با صدام وارد منطقه کند. نظام حاکم  با استفاده از حمایت فقهی  جریان سلفی سنتی کشورش این کار خود را از لحاظ شرعی موجه ساخت.
[10] .
السویدی، جمال السند، پیشین، ص 441.
[11] .
لاکروا، استیفان، پیشین،ص 77.
[12] .
السویدی، جمال السند، پیشین،ص 429.
[13] .
القصیبی، غازی، حتی لا تکون الفتنه، بی جا ، بی تا ، ص 103.
[14].
الداعیة السوری محمد سرور زین العابدین یهاجم إیران ویرحب بـ«عاصفة الحزم»، القدس العربی، لندن، 2015/4/10، در: http://www.alquds.co.uk/?p=324652 .
[15].
این سه کتاب را محمد سرور در دهه هشتاد قرن گذشته با نام مستعار عبد الله محمد الغریب تألیف و منتشر کرد.

 

یادداشت | اسرائیل زاییده دول استعماری شرق و غرب بود، برای استثمار و نابودی و تقسیم جهان اسلام

جریان‌­شناسی مبارزه با صهیونیسم در اندیشه و نظام سیاسی امام خمینی (1)

محسن محمدی[1]

یکی از محورهای مهم اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری در مورد دشمن­شناسی است. در این عرصه معرفی ابعاد و مشخصه­های رژیم جعلی صهیونیست و تداوم آرمان فلسطین یکی از مهم­ترین محورهای اندیشه و عمل سیاسی رهبران انقلاب است. طبیعی است که حوزه انقلابی باید در این مسیر قدم بردارد و رسالت تبلیغی خود را نیز در راستای اصول انقلاب در این مورد اجرا کند.

حوزه شناسی | بررسی سه جریان عرفانی و معنویت‌گرا در حوزه اصفهان

بررسی سه جریان عرفانی و معنویت‌گرا در حوزه اصفهان | بخش 3

 

کمی پس از صفویه، جریان عرفانی جدیدی در بین برخی حکما و عرفای شیعه به وجود آمد، نقش آقا محمد بیدآبادی (۱۱۹۸) در این جریان بسیار پررنگ است او که عرفان ناب را در مکتب فقیهان عارفی مانند مجلسی اول و شیخ بهایی آموخته بود، به جای حکم به اتحاد تصوف و تشیع، عرفان را بر مبنای باورها و روایات شیعی بنا کرد.

مقدمه:

یکی از ویژگی‌های حوزه اصفهان به ویژه در دهه‌‌های پایانی حکومت صفویه مخالفت علما و فقها با تصوف و صوفیان بوده است. دوری از تصوف و گرایش به عرفان شریعت‌ ‌محور جریانی بود که فقهیان و عارفان حوزه اصفهان بدون ادعای قطبیت و مریدپروری، عامه‌ی مردم را هم با خود همراه کردند.
در زیر به سه جریان عمده عرفانی و معنویت‌گرا و ویژگی‌های آنها در دوران صفویه اشاره می‌شود و از برخی از بزرگان هر جریان نیز نام برده می‌شود.

1-تصوف خانقاهی و سلسله­‌ای

از جمله فرق صوفیه از دوران صفویه به بعد، می­‌توان به سلسله­‌های ذهبیه، نعمت‌­اللهیه، چشتیه و اویسیه اشاره کرد. صوفیانی مانند حسینعلی شاه اصفهانی، مشتاق علی­شاه، سعادت علی­شاه، شیخ مؤذن خراسانی، شیخ نجیب­‌الدین تبریزی، شیخ علی اصطهباناتی، و سید قطب­‌الدین نیریزی، رستم بیک، ایزد گشسب، ملاحسن آرندی نائینی و محمد جواد سرجویی بید­آبادی از جمله برزگان این سلسله­‌ها بوده‌­اند.
حاکمان صفوی با اینکه در اصل با ادعای تصوف و به مدد صوفیان قزلباش به حکومت رسیدند، از دوره شاه طهماسب به بعد به صوفیان قزلباش سخت گرفتند و برای حفظ حکومت خود و جلوگیری از شورش‌­های احتمالی، آنها را از مناصب دولتی کنار گذاشتند. کار به اینجا نیز خاتمه نیافت و با قدرت گرفتن فقهای شیعه در حکومت صفوی و ردیه نویسی­‌های آنها بر ضد تصوف عرصه چنان بر آنها تنگ شد که حتی برخی از آنها مجبور شدند از ایران مهاجرت کنند. همچنین صفویان برای حفظ حکومت خود از گرم شدن بازار طریقه‌­های دیگر صوفیه نیز در ایران جلوگیری کردند.
البته خود صوفیان نیز در این دوره به انحراف کشیده شدند و همین سبب انحطاط جریان تصوف خانقاهی در این دوره شد؛ نمونه­‌هایی از این انحطاط را می‌­توان در حکومتی شدن صوفیان، خاندانی­ شدن تصوف، گرایش‌­های غالیانه و تندروانه قزلباشان و لاابالی­‌گری آنها مشاهده کرد.

در مجموع صوفیان صفوی به جز مواردی انگشت‌شمار، به دسته‌ای دوره‌گرد تبدیل شدند که به کارهایی مانند قصه­‌خوانی در معابر، گدایی و مناقب­‌خوانی مشغول بودند.

البته در این دوران از بین صوفیان خانقاهی، ذهبیه به علت اخلاص در تشیع و تمسک به ولایت ائمه و همچنین به دلیل دودمانی نشدن و دوری از ثروت و قدرت توانستند در بین مردم به حیات خود ادامه دهند. به گونه­‌ای که مرکز فعالیت­‌های اقطاب و مشایخ بزرگ سلسله ذهبیه مانند شیخ محمد على مؤذن خراسانی (قطب ۲۹)، شیخ نجیب­‌الدین رضا تبریزی (قطب ۳۰)، شیخ علی نقی اصطهباناتی (قطب ۳۱) و سید قطب الدین نیریزی(قطب ۳۲) در اصفهان بوده است. در اواخر دوره صفویه سید قطب به شیراز رفته و از آن به بعد آن شهر مرکز فعالیت­‌های سلسله ذهبیه شد.

پیش­‌بینی زوال سلسله صفویه توسط سید قطب­‌الدین نیریزی

از بین این افراد سید قطب­‌الدین نیریزی شیرازی شهرت بیشتری دارد. وی به دلیل اینکه در آن دوران به صوفیان راستین اهانت­‌های بسیاری می‌شد، نامه‌ای برای شاه سلطان حسین نوشت و وی را به عواقب رفتارش آگاه کرد. با این حال شاه صفوی جوابی تحقیرآمیز به وی داد که سبب شد سید قطب گوشه‌­گیری اختیار کند. البته برخی هم گفته­‌اند سید قطب بعد از آن جواب از اصفهان خارج شد. وی قصیده ای عربی سرود و در آن از اینکه اهل ظاهر اولیای خدا را در هر منبر و مجلسی لعن می‌کنند، اظهار تأسف کرد. ظاهرا وی در این قصیده همین رفتار را سبب از بین رفتن ملک و مملکت دانسته و به نوعی زوال سلسله صفویه را پیش­بینی کرده است.

تصوف خانقاهی ایران در حکومت افشار و زند

پس از انقراض صفویه و با ظهور حکومت افشار و زند تصوف خانقاهی ایران وارد مرحله­‌ی جدیدی شد. در این دوره که تصوف عامیانه از رونق افتاده بود، در بین ذهبیه و نعمت­‌اللهیه نهضت تازه‌­ای به وجود آمد که سبب شد صوفیان با نقد تصوف عامیانه اقوال و افکار صوفیان گذشته مانند ابن عربی و غزالی را احیا کنند. سید قطب­‌الدین نیریزی در ذهبیه و معصوم علی شاه در نعمت‌­اللهیه نقشی چشم­گیر در این جریان داشتند.

با این حال این سنت بازگشت به گذشته در صوفیه به آسانی ممکن نبود و فقها همچون گذشته و با شدت بیشتری به مقابله با تصوف برخاستند؛ از آن جمله می­‌توان به مبارزات آقا محمد علی بهبهانی با صوفیان اشاره کرد. وی در این دوران به دلیل قدرتی که در کرمانشاه پیدا کرد، به قلع و قمع صوفیه پرداخت.

سلسله نعمت­‌اللهیه تا پیش از دوره زندیه در هندوستان بود و در آن زمان سید معصوم علی شاه دکنی از طرف علیرضا شاه دکنی برای نشر این طریقه به ایران آمد و مدتی در فارس گمنام بود. اولین کسانی که دعوت او را اجابت کردند، برخی از مردم اصفهان بودند که سر آمد آنها فیض علی شاه (متوفی حدود سال ۱۱۹۴- ۱۱۹۹) بود. حاکم اصفهان على مراد خان زند نیز زمینه مناسبی برای فعالیت صوفیه ایجاد کرد. گفته شده که وی تکیه‌­ای برای معصوم علی شاه در تخت فولاد ساخت و این تکیه به دلیل آنکه بعدها فیض علی شاه در آن مدفون شد به تکیه فیض مشهور شد.

پس از فیض علی شاه فرزندش نورعلی شاه اصفهانی (۱۲۱۲) قطب سلسله نعمت­‌اللهیه در ایران شد. وی و پدرش از مشایخ بزرگ سلسله نعمت‌اللهیه‌­اند که واسطه بین سید معصوم علی شاه و مشایخ طریقت ایران و عراق عرب بوده­‌اند.

پس از وی می­‌توان به حسین علی شاه اصفهانی (۱۲۳۴) از اقطاب بزرگ سلسله نعمت‌­اللهیه، صابر علی شاه جرقویه­‌ای اصفهانی (۱۲۶۸)، صفی علی شاه (۱۳۱۶) و محمد کاظم سعادت علی شاه اصفهانی (۱۳۹۳) ملقب به طاووس العرفاء که مبدأ سلسله گنابادی است، اشاره کرد.
به گفته برخی از محققان تاریخ اصفهان می­‌توان ادعا کرد که طریقه تصوف نعمت‌­اللهیه در قرن سیزده و چهارده هجری به وسیله عرفای اصفهان به دیگر نواحی و نقاط ایران و عراق رسید.

2-عرفان عملی و سلوک شرعی شیعی

جریان عرفانی آقا محمد بیدآبادی

رویه سلوکی بیدآبادی ریشه در کتاب و سنت و آموزه­‌های پیشوایان شیعه دارد. تلاش ایشان بر این بود که  از متن زلال کتاب و سنت و سیره معصومان (ع) شیوه صحیح تهذیب نفس را استنباط و ارائه نماید.

کمی پس از صفویه جریان عرفانی جدیدی در بین برخی حکما و عرفای شیعه به وجود آمد. نقش آقامحمد بیدآبادی (۱۱۹۸) در این جریان بسیار پررنگ است. عارف بیدآبادی که عرفان ناب را در مکتب فقیهان عارفی مانند مجلسی اول و شیخ بهایی آموخته بود، به جای حکم به اتحاد تصوف و تشیع، عرفان را بر مبنای باورها و روایات شیعی بنا کرد.

پیش از این نیز چنین تلاشی توسط فقیهان عارفی مانند سید بن طاوس، شهید ثانی و ابن فهد حلی صورت گرفته بود. اهمیت آقا محمد بیدآبادی در مقایسه با عرفای پیشین شیعه در این بود که توانست آموزه­‌های بلند عرفانی را که در بین کتب حدیث، تفسیر و بیان شده بود، با چینش جدیدی به صورت یک مکتب اخلاقی-عرفانی و سلوک شرعی شیعی در آورد.

رویه سلوکی بیدآبادی ریشه در کتاب و سنت و آموزه­‌های پیشوایان شیعه دارد. از یک سو توصیه قرآن کریم و احادیث امامان(ع) به ضرورت تهذیب نفس و لزوم بهره‌­گیری از ذکر و دعا و توسل و از سوی دیگر سستی بنیاد اخلاق ارسطویی و عدم انطباق با پاره­‌ای مبانی کتاب و سنت، با تمام رواجی که در بین عالمان مسلمان داشت، وی را بر آن داشت تا از متن زلال کتاب و سنت و سیره معصومان(ع) شیوه صحیح تهذیب نفس را استنباط و ارائه نماید.

ویژگی‌های مکتب عرفانی بیدآبادی

از ویژگی‌­های این مکتب می­‌توان به توجه به باطن اعمال در عین حفظ ظواهر و توجه به معرفت نفس، اشاره کرد. نکته دیگر اینکه اساس این مکتب بر عمل قرار دارد و دیدگاه­‌های آن تجربی و عملی و محور آن دستور العمل و نه آگاهی از فضایل و رذایل- است. بید آبادی در این مکتب برخلاف برخی علمای ظاهری ریاضت کشیدن را امری مثبت می­‌داند.

شیوه عرفانی و سلوکی (بیدآبادی) سبب شهرت او در جهان تشیع شد و شاگردان زیادی از محضر وی بهره بردند که همین شاگردان بعدها سبب شکل­‌گیری عرفان شرعی یا سیر و سلوک شیعی شدند.

در مکتب عرفانی بیدآبادی انسان می‌تواند با ریاضت­‌های شرعی و مداومت بر اذکار و اوراد رسیده از معصومین به تدریج به جایی برسد که باب ملکوت به روی او باز گردد. در این حال برای او «فنای ملک و ملکوت حاصل گردد و نهایتا از محو به صحو و بقای کلی در عین فنا رسد و سر معنای «العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة» برایش منکشف گردد و در این مقام به مرتبه خلافت و راهنمایی مردم به سوی خدا و نیابت حضرت حجة­الله على الارض خواهد رسید

گفتنی است که رویه سلوکی و مشرب عرفانی آقا محمد بیدآبادی از یک سو با شریعتمداران ظاهر انگار که از «لب و حقیقت به قشر و پوسته و از رحیق شراب به سراب» اکتفا می­‌کردند و از سویی دیگر با صوفیه باطنیه منحرف که منکر ظواهر شریعت بودند، در تقابل بود.

این شیوه عرفانی و سلوکی سبب شهرت او در جهان تشیع شد و شاگردان زیادی از محضر وی بهره بردند که همین شاگردان بعدها سبب شکل­‌گیری عرفان شرعی یا سیر و سلوک شیعی شدند. به همین دلیل وی را بنیان‌گذار عرفان عملی شیعی می­‌دانند. حتی بزرگان عرفای نجف اشرف طریقه خود را به این عارف سالک می­‌رسانند.

حکیمان اصفهانی سرآمد عرفان عملی

به جز عرفای نجف دسته‌ای دیگر نیز به خصوص در اصفهان طریقه خود را به آقا محمد بیدآبادی می‌­رسانند. این دسته دوم در بحث کنونی ما مهمترند؛ چراکه مرکز آن در اصفهان بوده و نسل به نسل در اصفهان ادامه داشته است. اینها که عمدتا از حکیمان اصفهان هستند، در عرفان عملی نیز سرآمد بوده­‌اند. گفته شده که آقا محمدرضا قمشه­‌ای (۱۳۰۶) شاگرد آقا سید رضی لاریجانی (۱۲۷۰) معتقد به سلوک به طریقه آقا محمد بیدآبادی بوده است. جهانگیر خان قشقایی (۱۳۲۸) و آخوند کاشی (۱۳۳۳) و سپس آقا رحیم ارباب و حکیم خراسانی (۱۳۵۵) و شیخ محمود مفید (۱۳۸۲)، از نوادگان آقا محمد بیدآبادی و همگی از بزرگان عرفان و سیر و سلوک بوده‌اند. شیوه عرفانی و سیر و سلوک این افراد در اصفهان از طریق آقا محمدرضا قمشه‌ای به آقا سید رضی‌الدین لاریجانی و از ایشان به میرزا عبدالجواد شیرازی و از میرزا عبدالجواد به آقا محمد بیدآبادی می­‌رسد.

فرد مهم دیگری که در اصفهان در زمره همین عارفان شیعی محسوب می‌شود و شاگردان بسیاری در اصفهان داشته است، حاج محمدجواد سرجویی بید‌آبادی (۱۳۴۴) است. وی از جمله ادامه دهندگان راه آقا محمد بیدآبادی است. از شاگردان او می‌توان به میرزا ابوالهدی کلباسی، حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی، حاج ملا حسینعلی صدیقین و حاج ملا محمد هرتمنی، سید زین العابدین طباطبایی ابرقویی، سید ابوالقاسم دهکردی، آخوند گزی، حاج محمد طبیب­‌زاده، شیخ مرتضی مظاهری، سید علی‌اکبر هاشمی، سید محمد صادق کتابی و حاج شیخ مهدی نجفی مسجدشاهی اشاره کرد.

هر چند همان­طور که پیشتر گفتیم بیدآبادی از تصوف و صوفیه لاابالی انتقاد می‌کرد؛ ولی بید‌آبادی و برخی دیگر از عرفای راستین اصفهان مانند حاج محمد سرجویی بیدآبادی، آقاجمال‌الدین نجفی‌، حاج شیخ محمدباقر الفت، حاج شیخ حسنعلی نخودکی و بعضی بزرگان دیگر با برخی از این سلسله‌ها سر و سری داشته‌اند و حتی گاه سلسله­‌های مذکور آنها را از مشایخ خود به جا آورده‌­اند.

3-عرفان زاهدانه (فقیهان زاهد)

با آنکه اکثر فقیهان و محدثان از مخالفان صوفیه به شمار می‌­روند و پاره‌­ای بدعت­‌ها و کج­روی­‌های اهل تصوف واکنش تند فقیهان را در بر داشت؛ اما می­‌توان جنبه زهد صوفیان را در برخی از فقیهان زاهد این دوره مشاهده کرد. این افراد از مخالفان جدی تصوف عملی و نظری هستند، با حکمت و فلسفه رابطه­‌ای ندارند و تنها میراث‌دار زهد تصوف پیشین­اند.

این فقیهان پارسا کم‌کم در چشم مردم جانشین اقطاب صوفیه شدند و حرمتی که روزگاری مشایخ صوفیه داشتند، نصیب آنان شد. بزرگانی مانند مقدس اردبیلی، سید بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء از این زمره‌­اند. این افراد هر چند در دوران خود صوفی و عارف خوانده نمی­‌شدند؛ اما در اوج مقامات معنوی بوده و حتی کشف و کراماتی نیز برای آنها نقل شده است.

 

منبع: منبع: جریان‌های فکری حوزه علمیه اصفهان- محمدجعفر رضایی

 

گزارش ویژه | لیبرالیسم و ورود آن به ایران

 

جریان شناسی لیبرالیسم

 

لیبرالیسم جهان‏بینىِ اجتماعى، سیاسى و اقتصادى است که در قرون هفده و هجده میلادى در غرب پدید آمد. این مکتب صورتى از اندیشه دموکراسى است که به لحاظ حقوقى و اجتماعى به نوعى فردگرایى معتقد است.

یادداشت | جریان‌های فکری فعال در عربستان سعودی

جریان‌های فکری فعال در عربستان سعودی

 

ابتدای شکل‌گیری جریان جامی هم زمان با جنگ خلیج فارس (هجوم عراق به رهبری صدام حسین به کویت) در سال ۱۹۹۰م می‌باشد. جریان جامی فاقد ارتباطات تشکیلاتی و سازمانی و همچنین رهبری واحد است، بلکه رهبرانی متنوع با افکاری متعدد در آن وجود دارد که در برخی مسائل به هم نزدیک می‌شوند و در برخی دیگر از مسائل از یکدیگر فاصله گرفته و در جایی از هم جدا می‌گردند.

حوزه‌شناسی | جریان‌ها و ویژگی‌های مکتب فلسفی اصفهان

نگاهی گذرا به حوزه علمیه اصفهان | بخش دوم

 

مکتب فلسفی اصفهان در بردارنده اندیشه‌ای است که به روایات اهل بیت(ع) بسیار نزدیک و هماهنگ است، این مکتب سعی کرد بین فلسفه و عرفان هماهنگی ایجاد کند، بنیان‌گذاران این مکتب در رشته‌های مختلف معقول و منقول تبحّر داشتند.

یادداشت|جریان‌­شناسی نهضت‌­های فکری-معرفتی جهان اسلام

از دعوت پیامبراکرم به اسلام در مکه تا بیداری اسلامی|بخش اول

مقدمه

شناخت پدیده­‌های سیاسی و اجتماعی با توجه به بستر تاریخی آن‌ها از جامعیت و غنای بیشتری برخوردار است. جنبش­‌های اجتماعی نیز که از مهم­ترین تحولات جهان اسلام در دو سده اخیر است از این قاعده مستثنی نیست. هرچند فهم این جنبش­‌ها در زمان رویداد آن‌ها مشکل است ولی دست­یابی به دیدی جامع از طریق فهم آن‌ها در بستر تاریخ اسلام ممکن است.

از این رو برای اینکه جایگاه نهضت­‌های فکری-معرفتی جهان اسلام در تحولات سیاسی اجتماعی جهان اسلام در طول تاریخ مشخص شود, براساس جامعه‌شناسی کلان جهان اسلام، مروری گذرا بر تاریخ اسلامی خواهیم داشت. این موضوع از جهتی به  فهم و تحلیل مسائل کنونی کمک می‌کند.

یادداشت|عزمی رسانه‌ای بر ایجاد تفرقه

همچنانکه گذشت مهم‌ترین دلایل مخالفت جریان ضد وحدت اسلامی را عمدتا می‌توان در دو دلیل اصلی ناشی از «نادانی و جهالت آنان نسبت به احکام و آموزه‌های دینی» و یا «دست نشاندگی و جاسوسی برای دشمنان اسلام و حمایت از منافع آنان» خلاصه کرد. امروزه جریانات گوناگونی از میان جریانات حوزوی و عالم نمایان دینی از سوی سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه برای دامن زدن به تفرقه میان مسلمانان حمایت می‌شوند که از جمله آنها می‌توان به نقش سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه در راه اندازی یا حمایت از شبکه‌های ماهواره‌ای و یا سایر مراکز تبلیغی و موسسات دینی برای انتشار افکار این جریانات انحرافی اشاره کرد.

 

شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به سرویس‌های جاسوسی

گفتگو|جریانات موجود در لبنان

جریان شناسی حوزه‌های علمیه لبنان|بخش اول

حجت‌الاسلام دکتر مجید شاکر سلماسی دانش‌آموخته دانشگاه ادیان و مذاهب در مصاحبه با پایگاه جریان‌شناسی اسباط به جریانات موجود در لبنان اشاره کرده  که در ذیل می‌خوانید:

 

اسباط: ورود اسلام و تشیع به لبنان با حضور ابوذر غفاری اتفاق افتاد

ریشه ورود اسلام و تشیع در لبنان همانگونه که در تاریخ هم گزارش شده، به حضور ابوذر غفاری در آن منطقه برمی‌گردد و بعداز آن علمای بزرگ و تأثیرگذاری در لبنان پرورش یافتند مرحوم محقق کرکی که در دوره صفویه با دعوت شاهاهان وقت به ایران آمد از جمله این علماست، در عین حال به جرأت می‌توان گفت تعداد زیادی از علمای بزرگ این دوره از جبل عامل و لبنان برخاسته بودند.

اولین حوزه علمیه لبنان حدود قرن هفتم ه.ق توسط شیخ اسماعیل جزینی در منطقه جزین که در مناطق جنوب لبنان واقع شده بنا گردیده است.

یادداشت | جریان‌های سیاسی شیعی عربستان و نسبت آن‌ها با انقلاب اسلامی

 

تاثیرپذیری جریان‌های شیعی عربستان از انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران تحول بزرگی بود که هرچند خود متأثر از فضای اسلام گرایی و بیداری اسلامی نیمه دوم قرن بیستم میلادی در جهان اسلام به‌شمار می‌رفت، لیکن تأثیری غیر قابل انکار بر تحولات اسلام خواهانه در منطقه داشت. شاید بتوان گفت که تأثیر انقلاب اسلامی بر روی جنبش‌های شیعی منطقه بیش از هر جنبش دیگری بود که این امر را می‌توان به وضوح در منطقه شیعه نشین شرق عربستان دید.
منطقه شرق عربستان شامل دو شهر اصلی احساء و قطیف و یک منطقه ریشه دار است که بیشتر مردم آن دارای مذهب شیعی هستند. شیعیان این منطقه در مقایسه با دیگر جوامع شیعی به ویژه در مناطق خلیج فارس مثلاً بحرین محافظه کار تر بوده و از سوی وجها و خاندان‌های بازرگان و ارتباط ایشان با کانون‌های شیعی به ویژه در نجف اشرف مدیریت می‌شد.