حوزه انقلابی باید بینش سیاسی داشته باشد و جریان‌های فکری را بشناسد

  • ۱۰
حوزه انقلابی باید بینش سیاسی داشته باشد و جریان‌های فکری را بشناسد

آیت الله محمد مهدی قائینی |بخش دوم

شاخصه‌های حوزه انقلابی

اسباط: اگر بخواهیم برای حوزه انقلابی شاخصه‌هایی ذکر کنیم، از منظر شما ویژگی‌های حوزه انقلابی چیست؟

قایینی: این‌که بخواهیم بگوییم حوزه انقلابی چه ویژگی­هایی دارد که بتوانیم به آن بگوییم حوزه انقلابی به معنای دقیق و درست یعنی حوزه­ای که جامع و کامل است، هم از نظر ساختار درونی، هم از نظر تشکل ظاهری، هم از نظر فعال بودن و اجرایی بودن وعامل بودنش که حوزه به معنای واقعی آن است که این سه  بعد را باید داشته باشد هم از درون و هم از بیرون و نیز آثاری که می­خواهد از خودش صادر کند تا بشود حوزه­‌ی انقلابی؛ برای تبیین حوزه انقلابی و ویژگی‌ها و مختصات آن باید از سه زاویه بحث و بررسی کنیم:

جامعه‌گرایی

۱- متعهد بودن حوزه انقلابی به حل مسائل جامعه

حوزه انقلابی حوزه‌ای است که در میان جامعه باشد در میان جامعه بودن یکی از شاخصه­‌های اساسی است. کسی که بگوید من به مردم و اجتماع کاری ندارم و به غیر از خودم و خانواده­‌ام با کسی کاری ندارم یقیناً انقلابی نیست. در آموزه‌های دینی داریم که معصومین از عدم ارتباط گیری‌ها و انزوا طلبی‌ها نهی کردند. به نظرم خطاب به یکی از شاگردان بود که امام صادق(ع) فرمودند تو طلبه‌ی ما نیستی وقتی با کسی ارتباط نداری ودر چهارچوب تعینات خاص خودت زندگی می‌کنی.

البته جامعه گرایی و دغدغه جامعه داشتن تنها به ارتباط صرف و رفت و آمد، نیست بلکه علاوه بر آن دغدغه جامعه و مشکلات و مسئله‌های خرد و کلان اجتماعی داشتن و در صدد حل آن‌ها بودن، از ابعاد جامعه‌گرایی به شمار می‌آید. یعنی حوزه انقلابی خود را متعهد به حل مسئله‌های جامعه خود می‌داند. حال این مسئله‌ها در سطوح خرد باشد یا در سطوح کلان ملی و حاکمیتی فرقی نمی‌کند.

ضرورت شناسی

۲- درک ضرورت‌ها ویژگی‌ حوزه انقلابی

درک ضرورت­‌ها از دیگر ویژگی‌های حوزه انقلابی است. باید بفهمیم درجامعه چه می‌گذرد و چه باید انجام دهیم. نباید سر را زیر برف کنیم و بگوییم در دنیا هر چه می­‌گذرد به ما ربطی ندارد. در این صورت ما دیگر حوزه‌ای اصیل و انقلابی نیستیم و باید ادعای پیرو اسلام و پیغمبر بودن را کنار بگذاریم.

دردمندی

۳- حساسیت و دردمندی نسبت به مشکلات اساسی جامعه

حساسیت­ و دردمندی نسبت به کمبودها و مشکلات اساسی مردم و جامعه از دیگر ویژگی‌های حوزه انقلابی است. انسان نباید بی درد باشد. کسی که عالم دین است نباید شب راحت بخوابد. چه جامعه کوچک، چه ملت­‌های بزرگ مشکلاتی دارند، کمبودهایی دارند، نیازهایی دارندکه با فکر و برنامه‌ریزی حل می‌شود. نمی‌شود از کنار این نیازها گذشت و گفت به من ربطی ندارد.

برخوردار از بینش سیاسی

۴- شناخت جریان های فکری جهان و داشتن بینش سیاسی

امام حسین با وجود انقلاب خود و شهادت خونین خود باعث شد هر کم فهم و بی سوادی هم بفهمد حق کجاست و باطل کجاست و کجا ظلم شده است و این چنین خواستند مردم را بیدار کنند.

بینش سیاسی داشتن یعنی روابط حاکم بر جامعه را شناختن. یک دلیل اینکه ائمه و بسیاری ازانبیاء ما مظلوم بودند و گاه در فضای اجتماعی با بی مهری‌ها روبرو شدند و حتی کشته شدند، عبارت است از اینکه مردم بینش سیاسی نداشتند. در جامعه چه کسی حاکم است؟ مقصودش چیست؟ اصلاً چرا این فرد روابط سیاسی اجتماعی مردم را به عهده گرفته است و امور به دست اوست.

مردم می­‌دیدند در جامعه این فرد عمامه دارد یا با پیامبر وصلت دارد یا کار دینی و قرآنی انجام می‌­دهد. خوب فرد دیگری هم همین امور را انجام می­‌دهد. لذا دیدیم که بین امام حسین و سایرین فرقی نگداشتند.کسانی که از کوفه آمدند درست است اهل جهنم و عذاب هستند ولی به حسب تربیت دینی و فکری هیچ آموزشی ندیده بودند. چون سرشان به زندگی خودشان بوده و اصلاً نمی­‌دانستند حق و باطل چیست. لذا امام حسین با وجود انقلاب خود و شهادت خونین خود باعث شد هر کم فهم و بی سوادی هم بفهمد حق کجاست و باطل کجاست و کجا ظلم شده است و این چنین خواستند مردم را بیدار کنند.

امیرالمؤمنین خیلی خطبه خواندند وسخرانی کردند. امام حسن (ع) خیلی ظلم دیدند و خیلی به ایشان جفا شد و خیلی توصیه‌ها کردند باز هم مردم بیدار نشدند. ده سال امامت امام حسین(ع)، تا معاویه در حال خلافت بود ایشان فرصتی برای تبلیغ نداشتند. پس امام با یک حرکت پیش بینی شده و هدفمند مردم را بیدارکردند و روشن کرد که حق چیست و باطل کدام است. مردم مبادا ظاهر را ببینید فرد وقتی بینش سیاسی نداشته باشد، فرق بین مسئولین را نمی‌فهمد. هر کسی مورد تأیید امام باشد را خوب می­‌داند. این فرد روزنامه جمهوری اسلامی دارد، فرد دیگر روزنامه انقلاب اسلامی، بین هیچ کدام نمی­‌تواند حق را بفهمد. پس خود را کنار می­‌کشد و سر در عبای خود می­ک‌ند تا وقتی که پرده‌ها کنار می­‌رود و یا جنایتی اتفاق می­‌افتد، مردم روشن می­‌شنوند و وقتی متوجه می­‌شویم که کار از کار گذشته است.

پس حوزه انقلابی باید برخوردار از بینش سیاسی باشد. جریان‌های فکری را بشناسد، حرکت‌ها و هدف‌های پس پرده را تحلیل کند. اقتضائات زمان و مکان را دریابد. در این صورت است که می‌تواند راهنمای خوبی برای جامعه باشد، در بزنگاه‌ها وظیفه خود را انجام دهد و جریان‌های حق و باطل را از هم تفکیک کرده و بصیرت خود را بین توده‌های مردم نشر و ترویج نماید.

آشنا با نظامات حاکم بر جهان

۵- آگاهی از بینشهای نظام ­های حاکم بر جهان

آشنایی داشتن نسبت به نظامات حاکم برجهان از دیگر ضرورت‌ها و ویژگی‌های حوزه انقلابی است. ما در دوره‌ای زندگی می­‌کنیم که مستقل نیستیم. هم دنیا برما مسلط شده، هم ما بر دنیا، هم ضررهای دنیا نصیب ما می­‌شود و هم سودهای دنیا. ما نمی­‌توانیم دور خود دیوار بکشیم که ما مستقل هستیم چون اگر ما به دنیا کار نداشته باشیم دنیا با ما کار دارد.

البته مقوله «استقلال» از شعارها و اهداف اساسی انقلاب است و منظور نفی استقلال نیست، بلکه حفظ استقلال در گرو شناخت نظامات اجتماعی است. اما گاهی برخی همین مفهوم مهم و حیاتی را بد معنی می‌کنند که باید توجه داشت. امروزه چتر استعمار آنقدر وسیع است وضربه­‌های دشمن آنقدر قوی و قاطع و کوبنده است که اگر یک لحظه غفلت کنیم اصل حیثیت خود را از دست داده‌­ایم. در همه­‌ی ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی مثل خیلی از کشورها که زبان اصلی‌شان شده انگلیسی و فرانسه از بس که تحت استعمار بوده­‌اند، آداب و رسوم غربی­‌ها را یاد گرفته­‌اند و هیچ ریشه­‌ای ندارند.

هیچ شخصیتی ندارند. چون اصلاً نشناختند که در چه دنیایی زندگی می­‌کنند و با چه کسانی ارتباط دارند. تعامل با افراد و دنیا، با همسایگان کوچک و بزرگ تأثیر متقابل بر انسان دارد و آن قدرتی که غالب است بیشترین تأثیر را برحکومت­‌های دیگر دارد. اگر کسی با بینش‌­های نظام­‌های حاکم بر جهان هیچ آگاهی نداشته باشد به زودی ضربه می­‌خورد و به گونه‌­ای از صحنه بیرون می­‌رود که تا مدت­‌ها متوجه نمی­‌شود چه شد که این اتفاق افتاد چون متوجه نیست در چه دنیایی زندگی می­‌کند نمی­‌داند غرب چیست و شرق چیست .

گاهی مواقع تحقیقات عمیق نشان می‌­دهد صهیونیسم بود که مارکسیسم را  بوجود آورد و بودجه آن را تأمین کرد و در حدود یک قرن پیش انقلاب در شوروی پیش آمد.گاهی با چندین واسطه دنیا می‌­آید در لباس دوست کاری را انجام می­‌دهد که وقتی کار تمام می­‌شود آن موقع می­‌فهمند که ضربه از کجا خورده‌­اند. اگر انسان این موارد را نشناسد اصل حیثیت انسان و حوزه در خطر است.

دغدغه رفع ظلم از جهان

۶- ظلم زدایی، استکبار ستیزی و استعمار زدایی از جهان شاخصه اصلی حوزه

دغدغه داشتن نسبت به رفع ظلم که یک موضوع کلیدی است و در بینش­ اسلامی و آیات و روایات مورد تأکید قرار گرفته است. این دست تعابیر که «کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا» در معارف دینی ما کم نیست. حوزه‌ای حوزه­‌ی انقلاب است که ظلم را از دیگران تحمل نکند، خودش نیز اهل ظلم نباشد. لذا قرآن صراحتاً درباره قوم یهود آیات زیادی آورده است که می­‌گوید علمای یهود اهل رشوه گرفتن، پول گرفتن، توجیه کردن، بهشت را به جهنم فروختن و کَلِّ بر مردم شدن بودند. اینان ظاهراً دین داشتند.

کسی که نسبت به ظلمی بی تفاوت باشد یاخودش در راه ظلم گام بردارد، حتی اگر همه‌ی علوم دینی را هم بلد باشد، بداندکه او عبد خدا نیست. او عالم به معنای واقعی نیست. امروز در جهان چه ظلم‌های بزرگی در حال رخ دادن است. دنیا، دنیای استکبار و استعمار است. ملت‌های زیادی زیر سلطه استکبار و استعمارند. حوزه انقلابی باید به فکر ظلم زدایی، استکبار ستیزی و استعمار زدایی از جهان باشد.

تحلیل مسائل بین المللی

۷- تحلیل جریانات و سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی ویژگی دیگر حوزه انقلابی

تحلیل جریانات و سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی ویژگی بعدی است. باید انسان بفهمد سخنانی که در فضای بین المللی گفته می‌­شود و رفتارهایی که انجام می­‌شود کنش­‌ها و واکنش­‌های اجتماعی، منشاء آن کجاست؟ این اتفاق چرا به وجود می­‌آید؟ دوستی‌ها و دشمنی‌ها چه بسا گاهی بر حسب ظاهر منشاء توسعه است ولی به حسب واقع دارند ریشه یک جامعه را قطع می­‌کنند. گاهی به حسب ظاهر خنده و مهربانی است اما به حسب واقع دشمنی است و حق را باطل و باطل را حق جلوه دادن است. اگر انسان تحلیل نداشته باشد علت جو و پاسخ جو نباشد، نسبت به مسائل و مشکلات و مجهولاتی که دارد، یقیناً این فرد تحت تأثیر دیگران قرار می­‌گیرد و اصل سرمایه دینش را از دست خواهد داد.

برخوردار از توانایی حل مسئله

۸- ارائه راه حل برای مقابله با موانع رشد فکری و اخلاقی و فرهنگی

ویژگی دیگر ارائه­‌ی راه حل برای مقابله با موانع رشد فکری و اخلاقی و فرهنگی است. حوزه نمی­‌تواند بگوید به من چه مربوط که مردم چه می­‌کنند مشکلات چیست و دنیا به کدام طرف می­‌رود. اسلام این را نمی­‌پسندد. بزرگان دین و رهبران دینی همه گفته ‌اند و همه خواسته­‌اند که یک مسلمان و یک مؤمن و یک عالم به معنای واقعی باید در جهت صلاح دین فرد و اجتماع برنامه‌­هایی داشته باشد که مردم را از خدا دور نکند. توحید به معنای واقعی، همان توحید ناب را چه موقع موفق می­‌شویم در خود و دیگران پیاده کنیم؟ که ببینیم مشکل راه کجاست و راه حل برایش پیدا کنیم و نفس، شیطان‌های انسی، شیطان‌های جنی، توطئه‌های داخلی و خارجی را بشناسیم و با آن‌ها مقابله کنیم. اگر دشمن را نشناسیم، توحید ما را از بین خواهند برد.

برخی از اهل سنت  قائلند خدا از آسمان هفتم پایین می­‌آید وخیلی چیزهای دیگر لازم نیست این‌ها مغرض باشند؛ این‌ها دنبال اهل بیت نرفتند، دارو را پیدا نکردند، درد همه جا را گرفت و زیر بنای فکری را عوض کرد.

این‌که می­‌بینیم برخی از اهل سنت  قائلند خدا از آسمان هفتم پایین می­‌آید وخیلی چیزهای دیگر لازم نیست این‌ها مغرض باشند؛ این‌ها دنبال اهل بیت نرفتند، دارو را پیدا نکردند، درد همه جا را گرفت و زیر بنای فکری را عوض کرد. لذا آنهایی که محقق هستند وقتی با استدلال و صحبت و ادامه‌ی مباحثه‌های علمی مطالب را برایشان توضیح می­‌دهیم، تازه بیدار می­‌شوند.

علتش این بوده است که از اول که کتب خارجی ترجمه می­‌شد یا وقتی از طرف حکومت‌ها بعضی را به عنوان عالم معرفی می­‌کردند، نمی‌گفتند چرا هر کسی می‌آمد قبول می­‌کردند بعد در مواقع مشکلات نمی­‌دانستند چه بکنند یعنی عملاً ایزوله می­‌شدند و درنتیجه در مقابل مشکلاتی که پیش می‌آمد یا سکوت می­‌کردند و کنار می‌­رفتند یا توجیه‌گر همه‌ی مسائل می­‌شدند. مثلاً حکومت‌های ظالم را با استدلال‌های مختلف تأیید می‌­کردند.

چون از اول نرفتند اسلام ناب را بشناسند که چیست و موانع راه چیست یا راه حل کدام است و بر اساس آن گام بردارند و جلو بروند. بنابراین اگر حوزه­ای در هر یک از کشورهای اسلامی شیعه یا سنی، اگر اهل ارائه راه حل و به فکر مشکل‌گشایی از خودش نباشد، بداند دشمن مشکل ما را حل نخواهد کرد. ما خودمان باید بر اساس کتاب و سنت و عقل برویم، حقایق را پیدا کنیم، مشکلات را حل کنیم، تا نه تنها خودمان با مانع برخورد نکنیم، بلکه راه امت‌های دیگر را هم برای سعادت باز کنیم.

مصاحبه|نظام‌سازی در حوزه نجات از مرگ یا انزوای آن

  • ۱۰
مصاحبه|نظام‌سازی در حوزه نجات از مرگ یا انزوای آن

 

اشاره: چالش‌ها و آسیب‌های تبلیغ، سازمان‌های موازی در امر تبلیغ و عدم اتخاذ رویکرد تخصصی در آن امروز تبلیغ دینی را در کشور به سمت‌وسویی کشانده که اثرگذاری آن با شک و ابهام بسیاری همراه است و علاوه بر این ارزیابی دقیقی هم از نتایج تبلیغ در سراسر کشور وجود ندارد، این ضعف و آسیب در عرصه تبلیغ روی کار آمدن گروه‌های جهادی تبلیغی را به همراه داشته که خود این مسأله هم گاهی با چالش‌هایی همراه شده است، در این رابطه پژوهشگر پایگاه تخصصی جریان‌شناسی اسباط گفت‌وگویی با  حجت‌الاسلام سید محمد مطلبی‌پور، مدیر مؤسسه تبلیغی جهادی میقات ترتیب داده‌ است.

 

شما وجود یک سیستم واحد در عرصه تبلیغ را چقدر ضروری می‌دانید؟

از کلماتی مانند سیستم، واحد و یکپارچه می توان برداشت های مختلفی صورت بگیرد و معمولا هم بدترین نوع برداشت اتفاق می‌افتد، برای نمونه از کلمه سیستم یکپارچه به سرعت یک مدیریت واحد و مدیریت بسته و بسیط ، فرماندهی و فرمانبردار به ذهن متبادر می‌شود که قطعاً این سیستم مورد تأیید نیست؛ اما اگر سیستم یکپارچه با این مفهوم که بعد از نیازسنجی، بسترسازی و افراد در جهت‌های مختلف سازماندهی بشوند، معنی شود، می توان آن را یک ضرورت دانست و نقطه مقابل موازی‌کاری همین سیستم یکپارچه است. در مقابل اگر در یک سیستم مدل بسته اتفاق بیفتد و همه افراد ملزم شوند در یک مدل طراحی شده حرکت کنند خلاقیت اتفاق نمی‌افتد.

در عمده اقدامات در کشور اول فعالیتی اتفاق می‌افتد و بعد ساختار برای آن تعریف می شود. یعنی همیشه ساختارها پشت فعالیت‌ها وحوزه‌های فکری افراد درجامعه می‌دوند، برای نمونه اول حرکت‌های جهادی درکف جامعه ایجاد شده و بعد سازمان بسیج سازندگی در نتیجه آن تشکیل شد.

ساختارها همیشه نسبت به عناصر خودجوش عقب‌اند و اگر بخواهیم افراد را به یک ساختاری که حرکتش حرکت سنگین و ثقیلی است محدود کنیم طبیعتاً راه رشد را بسته‌ایم.

بهترین راهکار به نظر شما چیست؟

خلاقیت، استقلال، هویت و دوندگی را نباید از کار بندازیم، در نظام‌های موفق دنیاظرفیت‌های خودجوش برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند.حتی در حوزه طرح و اندیشه، طرح‌های خود را به دید عموم می‌رسانند و طرح‌ها و اندیشه‌های نو و کارآمد بیرونی را خریداری می‌کنند و می‌دانند که ظرفیت‌های بیرونی بیشتر از ظرفیت‌های خودشان و استفاده نکردن از آن به معنی بستن راه رشد خود مجموعه است.

امروز در کشور ما هم برای طراحی یک پوستر فراخوان عمومی صادر می‌شود، چرا که امروز همه می‌دانند گستردگی یک اندیشه را نمی‌توان در یک نظام جمع کرد و باید از کمیته‌های مشورتی به صورت هیئت علمی‌های مجازی استفاده کرد، قطعاً وجود یک سیستم یکپارچه لازم است؛ اما به شرط نبستن حوزه‌های رشد فردی.

عملکرد طلاب در فعالیت‌های جمعی و اجتماعی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در همان سال‌های اول ورود به حوزه همه اساتید تأکید دارند که موفق بودن در این عرصه با تدریس است. ما تدریس را که رشد انبیاست به یک منفعت شخصی تنزل می‌دهیم، در ضمیر ناخودآگاه طلبه منفعت فردی به منفعت جمعی سیطره پیدا می‌کند و یک کار فردی را تشویق و ترویج می‌کنیم. وقتی نظام سازی وجود ندارد دو طلبه کار واحدی را می‌خواهند انجام بدهند و طبیعی است که بین آن‌ها اختلاف پیش می‌آید چرا که نگاه جبهه‌ای وجود ندارد و باز این مسأله به عدم سیاست‌گذاری کلان در نظام حوزه باز می‌گردد. اگر مشاهده می‌کنیم که طلبه‌ها راضی نمی‌شوند با هم کار جمعی انجام بدهند به این خاطر است که همه را هدایت کرده‌ایم که در یک حوزه ورود پیدا کنند.

در همه مجموعه‌ها هم همین‌طور است، اگر در فوتبال هم همه ۱۱نفر را دفاع بگذاریم کسی گل نخواهد زد و اختلاف پیش می‌آید.

ریشه اصلی این موضوع اول در عدم کار جمعی در نظام فکری حاکم و تربیت طلبه‌ها حتی در عرصه تبلیغ و دوم، در عرصه تقسیم کار می توان دید.تقسیم کار در عرصه ساختار و محتوا صورت نگرفته است، اگر چه کار گروهی به طور کلی در بین ایرانیان ضعیف است چرا که نظام تربیتی ما مطابق با این موضوع استوار نشده است نظام تربیتی طلاب هم همانند سایر حوزه ها بدین گونه است.

 

وضعیت کشور امروز در زمینه نخبگان تبلیغی به چه صورت است و آیا نخبگان تبلیغی ما ظرفیت و توانایی در صدر بودن را دارند؟

بین تعریفی که ما از نخبه می‌کنیم یعنی نگاه ساختاری و سازمانی با تعریفی که مردم دارند تفاوت وجود دارد، در برخی موارد ما خواستیم این برچسب نخبگی را به زور به کسی بچسبانیم، شاید با استفاده از ابزارها بتوانیم ده نفر را رسانه‌ای کنیم اما این ده نفر را نمی‌توانیم درچشم مردم یکسان کنیم.

مطالبات مردم مطالبات حقیقی اصیل بجایی است و مخاطب جنس خود را می‌شناسد. برای نخبه ویژگی‌هایی را تعریف کرده‌ایم که یا برای مردم اهمیتی ندارد و یا حتی ضد نظر مردم است.

استفاده از ابزارهایی رسانه ای در فضای تبلیغی در کشور ما چه اشکالی دارد؟ چرا که ما نتوانسته ایم مانند برخی کشیش ها ۷۰ هزار نفر را در یک سالن جمع کنیم که با علاقه برای گوش دادن یک سخنرانی ۳ساعته جمع شوند، ما چه چیزی را نداشته‌ایم که نتوانستیم به این هدف برسیم؟

هر چیزی را که به عنوان رسانه از آن یاد بکنیم برای بزرگ کردن یک سوژه لازم است اما کافی نیست، ما درکشور منبرهایی ۷۰هزار نفره را داریم و مصداق آن جمع شدن مردم در روز عاشوراست، ما می‌توانیم مردم را جمع کنیم؛ اما عواملش آن چیزی که ما می‌خواستیم و عواملش مدیریت شده نبوده، برای مثال همین سخنران در یک روز دیگر این تعداد مخاطب نخواهد داشت.

اما مقایسه آن با کشیش مسیحی هم غلط است، در غرب نبود معنویت موج می‌زند، مثل اینکه در یک بیابانی یک گوشه‌ای سایه باشد همه در آن تجمع می‌کنند؛ اما در کشور ما قطب های بسیار زیادی از معنویت وجود دارد و این باعث عدم تمرکز می‌شود، ظرفیت کشور ما در حوزه مبلغان و مخاطبان یک ظرفیت بی‌نظیر است؛ اما این هدفگذاری برای عامل موفقیت غلط است و جمعیت نمی‌تواند صرفاً به عنوان عامل موفقیت لحاظ شود.

ابزارهای رسانه‌ای می‌توانند در تبلیغ کمک کننده باشند؟

ابزار رسانه مانند همه ابزارهای دیگر اگر قرار باشد جای افراد را بگیرد بر اساس مبنا اشتباه و اگر قرار باشد کمک بکند که آن فرد مطالبش را منتقل کند مفید است، در بسیاری از موارد فضای مجازی جای فضای حقیقی را گرفته که این آسیب برزگی است. فضای مجازی نمی‌تواند حقیقت جامعه باشد.

شیوه‌های نوین تبلیغی الزام آور اند؛ اما جایگزین افراد نباید باشد.

فضای مجازی گستردگی زیادی می‌آورد؛ اما نسبت تاثیرش بسیار کمتر است. اثر پیامی که در یک کانال مجازی برای هزار نفر گذاشته می‌شود با پیامی که روی منبر گفته می‌شود یکسان نیست.

آیا طلبه‌ها در زمینه فضای مجازی منفعل نبوده‌اند؟

طلبه‌ها را باید به چند دسته تقسیم کنیم، ما بدنه‌ای از طلاب داریم و ساختاری از طلاب، عموم طلبه‌ها در فضای مجازی هم اثرگذار نیستند و تأثیر پذیرند، اما طلبه هایی که در فضای حقیقی تاثیرگذار بوده‌اند در فضای مجازی هم توانسته‌اند اثرگذار باشند، طلبه‌های فعال در همه عرصه‌ها فعالند.

افق دید شما در خصوص وضعیت تبلیغی کشور چیست؟

رهبر معظم انقلاب در سال ۸۶ فرمودند که حوزه اگر به همین منوال بخواهد ادامه دهد اگر نمیرد به انزوا کشیده خواهد شد، یکی از ابعاد و جوارح حوزه هم همین نظام تبلیغی است.

گروه‌های اقماری به همین دلیل تشکیل می‌شود که حوزه رسالت خود را به درستی انجام نداده است، گروه‌های خودجوش برای جبران ضعف‌ها و نواقص تشکیل می‌شوند، روی‌گردانی از نظام های تبلیغی بسیار جدی است اگر نظام تبلیغی حوزه بخواهد با همین روال ادامه بدهد در مسابقه موجودیت خود بازنده است و می توانیم پیش بینی کنیم که در سال های آینده فلان نظام تبلیغی اعزام مبلغ وجود نخواهد داشت، اینده نظام‌های تبلیغی موجود هم همان اینده حوزه است که اگر تکان نخورند اگر نمیرند به انزوا کشیده خواهند شد.

 

پایان.

 

گفتگو | بیماری روشنفکری در ایران

  • ۲۰
گفتگو | بیماری روشنفکری در ایران

درآمد:

یکی از مهمترین موضوعاتی که امروزه در محافل علمی و تخصصی حوزوی مورد بحث و نظر قرار می‌گیرد نواندیشی دینی است. عناوینی مانند روشنفکری، نواندیشی، تجددگرایی و… هنگامی که در مقولات دینی و مذهبی قرار می‌گیرند، همواره چالش برانگیز هستند. از این رو با توجه به اهمیت مقوله روشنفکری دینی بر آن شدیم تا با مصاحبه‌ای پیرامون همین موضوع با حجت الاسلام و المسلمین دکتر مریجی، ابعاد مختلف این جریان را مورد نقد و نظر قرار دهیم. بخش اول این گفت‌وگو با عنوان بیماری روشنفکری در ایران تقدیم می‌گردد:

 

اسباط: با سلام و عرض ادب و احترام، لطفا در مورد روشنفکری و نواندیشی دینی و ماهیت آن توضیحاتی را ارائه نمایید؟

در ابتدا می‌خواهم به جمله‌ای از مقام معظم رهبری در مورد روشنفکری اشاره کنم. ایشان می‌فرمایند روشنفکری در ایران، بیمار متولد شده است. در حوزه علمیه هم اوضاع به همین منوال است؛ یعنی من معتقدم در حوزه علمیه هم روشنفکری مبتلای به این بیماری شده است. البته اعتقاد دارم میزان بیماری روشنفکری در حوزه، کمتر از فضای روشنفکری غیرحوزوی است.

به صورت کلی بهتر است به جای واژه نواندیشی خوب و بد، از تعبیر نواندیشی سالم و ناسالم استفاده کنیم؛ چون تعبیر نواندیشی خوب و بد، بار ارزشی دارد. روشنفکری در حوزه به معنای اصطلاحی خود حوزه، در حال گذار است. اساسا ما باید روشنفکری دینی را در قالب حوزه تعریف کنیم؛ چون اگر بخواهیم روشنفکری را در قالب چهارچوب‌های خارج از حوزه تعریف کنیم، حتی کسانی مانند شهید بهشتی و شهید مطهری هم در این قالب جا نمی‌گیرند. اگر ما شهید بهشتی و شهید مطهری را روشنفکر دینی می‌دانیم، در قالب خود حوزه آنها را تعریف می‌کنیم، نه در قالب روشنفکری خارج از حوزه که تمام تلاشش غربی کردن فرهنگ است.

 

اسباط: آیا جریان روشنفکری دغدغه دینی دارد؟

آخرین حرف این جریان را میرزا ملکم خان در طی نامه‌ای به بلنت انگلیسی، بیان می‌کند. میرزا ملکم خان می‌گوید ما تلاش کردیم همه آنچه که اندیشه غربی بیان می‌کند را در لفافه دین مطرح کنیم. این مسئله‌ای که ملکم خان مطرح می‌کند بیانگر این است که جریان مذکور اساسا دغدغه دین ندارد؛ بلکه دغدغه‌اش حاکم کردن اندیشه غربی با ظاهر دینی است. یعنی نظیر همان کاری که در دوره معاویه انجام شد. معاویه، جاهلیت نو را بر منبر و از طریق منبر ارائه کرد. اگر تعریف ما از روشنفکری این باشد، اساسا حوزه در این قالب قرار نمی‌گیرد.

بنابراین ما باید تعریف روشنفکری و نواندیشی دینی را در خود قالب حوزه تعریف کنیم. به نظر من مسئله روشنفکری در حوزه، در حال شکل‌گیری است؛ ولی روند حرکت آن کند است. البته این را باید گفت که برخی از کسانی که ‌می‌خواستند وارد مقوله نواندیشی دینی بشوند، دچار آفت شدند. باید به این نکته توجه کرد که بنای اولیه این جریان‌ها بر سر ثبات و توجه به مشکلات بود، ولی در ادامه برخی از این‌ها ناسالم شدند. روی هم رفته باید گفت که تعداد کسانی که به صورت صحیح و سالم در درون حوزه  وارد جریان روشنفکری شده‌اند، بسیار محدود است؛ ولی وجود دارند.

 

اسباط: نحوه برخورد ما با نظامات غربی باید به چه صورت باشد؟

من نحوه برخورد حوزه با نظامات غرب را به چهار رویکرد تقسیم می‌کنم:

اولین رویکرد:

در مقابل نظامات غرب، رویکرد پذیرش مطلق است. این رویکرد که مبتنی بر پذیرش مطلق و چشم ‌بسته فرآورده‌های غربی است، با عقل، نقل، شرع و عرف سازگاری ندارد.

رویکرد دوم:

که رد مطلق و چشم بسته دست‌آوردهای دیگران است هم با عقل و نقل مطابقت نمی‌کند.

سومین رویکردی:

که ما می‌توانیم در مقابل نظامات غرب داشته باشیم، این است که آنچه از دست‌آورد دیگران که با مبانی کلی ما مغایرت و منافات نداشته باشد را بپذیریم. این رویکرد شبیه همان کاری است که شورای نگهبان در مورد مصوبات مجلس انجام می‌دهد و عدم مغایرت مصوبات مجلس را با شرع و قانون اساسی بررسی می‌کند.

رویکرد دیگری:

که می‌توان داشت و من هم قائل به آن هستم، رویکرد تولید است. این رویکرد به این معناست که ما باید بر اساس نیازها و مبانی فکری خود، به سمت تولید برویم. ما می‌توانیم در این مسیر از فرآورده‌های دیگران هم بهره بگیریم. بالاخره دیگران هم دانشمندانی دارند که در حال تلاش کردن هستند و محصولاتی هم دارند.

قرآن کریم می‌گوید: «مَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ؛ کسانی که برای دنیا تلاش کنند، خداوند نصیبی از دنیا به آنها خواهد داد، هر چند که از آخرت نصیبی ندارند.»[۱]

ولی  خدای متعال درباره مومنین می‌فرماید: «مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ» کسانی که برای آخرت تلاش می‌کنند، در دنیا هم از یاری مضاعف من برخوردار هستند. شما به مسئله هسته‌ای توجه کنید، غربی‌ها برای رسیدن به جایگاه فعلی خود، صد و پنجاه سال تلاش کردند، ولی ما در مدت بیست سال به این جایگاه رسیدیم که حتی در این فناوری قابلیت رقابت با آنها را داریم و اگر جلوی ما را نگیرند، در این فناوری از آنها پیشی می‌گیریم.

 

اسباط: در مواجهه با نظامات غربی چقدر توانستیم بر اصول و مبانی خود پایبند باشیم؟

ما نظام فلسفی و فکری مستقل خود را داریم و در این نظام فکری و فلسفی خود از محصول دیگران هم استفاده می‌کنیم؛ اما این موضوع به این معنا نیست که ما دستاوردها و فراورده‌های خودمان را به آنها عرضه کنیم. من در تولد یا شهادت امام رضا(ع) این مطلب را گفتم: همان جریان که در زمان حیات امام رضا(ع) اتفاق افتاد، همین الان هم در حال اتفاق افتادن است. اتفاقی که افتاد این بود که برخی، در فرزندان امام رضا(ع) تشکیک کردند و گفتند که برای اطمینان از این موضوع، باید عالم به علم انساب اظهار نظر کند و حتی در جمع خود، امام(ع) را هم قرار ندادند. شبیه همین داستان در زمان ما این است که ما علوم حوزوی را به غربی‌ها عرضه می‌کنیم تا آنها این مطالب را تائید کنند. مثلا آیه‌ای از قرآن را به آنها عرضه کنیم تا ببینم آیا محتوای این  آیه در چهارچوب‌های علمی غربی قرار می‌گیرد یا نه؟ این یعنی اینکه ملاک صحت آیه قرآن را چهارچوب های علوم غربی قرار بدهیم. این همان چیزی که در زمان ما اتفاق می‌افتد.

برخی از مراکز تخصصی که قصد تولید علم داشته‌اند، بر اثر کاستی‌های معرفتی و غیر معرفتی خود، به سمتی در حال حرکت هستند که عملا مبانی غربی را موید علوم دینی فرض می‌کنند. اینکه ما می‌توانیم در مسیر تولید علم خود از داده‌های غرب استفاده کنیم، به این معنا نیست که ما باید مبانی فکری خودمان را به تائید آنها برسانیم. به طور کلی من اعتقاد دارم که ما باید بر اساس مبانی نظری و معرفتی خود به سمت تولید علم برویم و در این تولید علم از داده‌های دیگران هم استفاده کنیم و این مسئله بیان خود قرآن است؛ آنجا که می‌فرماید: «وشاورهم فی الأمر» یعنی با جامعه شناسی و روان شناسی و دیگر علوم مشورت کنید، ولی «فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ»(آل عمران/۱۵۹).


 

[۱] شوری/۲۰

 

گفتگو| نواندیشی دینی، مساله امروز حوزه‌ها

  • ۳۳
گفتگو| نواندیشی دینی، مساله امروز حوزه‌ها
 
 

 

درآمد:

نواندیشی دینی یکی از سر‌فصل‌های مهم و کاربردی در حوزه‌های علمیه است. امروزه تقریبا در بسیاری از نشست‌های علمی، ابعادی از این سرفصل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. شناخت نواندیشی‌دینی و مبانی آن و آشنایی با نظر امام و رهبری پیرامون این سرفصل، از مهمترین مباحث موجود است؛ لذا برآن شدیم تا با مصاحبه‌ای با حجت الاسلام صبوری به بررسی ابعاد مختلف این سرفصل بپردازیم. حجت الاسلام صبوری از جمله پژوهشگران جوان حوزه هستند که چندین سال به عنوان مدرس سطوح عالی مشغول به تدریس بوده‌اند؛ کتاب‌های «الأصول فی الفقه، تطبیق القواعد و احکام غیبت و دروغ» تاکنون از ایشان به چاپ رسیده است. وی علاوه بر «قواعد فقه حکومتی»، «حلقات» شهید صدر را نیز تدریس می‌کند. اخیرا ایشان در زمینه فقه نظام ورود بسیار جدی داشته‌اند و از طرف آیت الله اعرافی به دبیری شورای سیاست گذاری فقه معاصر منصوب شده‌اند. در ادامه توجه شما مخاطبین عزیز را به متن مصاحبه جلب می‌کنیم:

 

اسباط:با عرض سلام خدمت حضرتعالی، در فضای حوزه‌های علمیه بحث روشن‌فکری یا جریان نواندیش دینی یکی از مهمترین مباحث است؛ این جریان نواندیش دینی دقیقاً چیست و مروجان این نواندیشی دینی در دوران ما چه کسانی هستند؟

گفتگو|دانشگاه مفید، جلد دوم مرکز تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری زمان آقای هاشمی(بخش اول)

  • ۲۴
گفتگو|دانشگاه مفید، جلد دوم مرکز تحقیقات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری زمان آقای هاشمی(بخش اول)

مصاحبه با حجت الاسلام لیالی درباره دانشگاه مفید

 

اشاره: « اسباط » در رابطه با جریان شناسی جریانات موجود در حوزه علمیه و علوم دینی برای آگاهی و بصیرت دهی اجمالی از جریان روشن‌اندیشی دینی و حوزوی در حوزه‌های ایران و کشورهای اسلامی و نقشی که این جریان ها و مراکز مرتبط با این جریان ها در حوزه علوم دینی و بین طلاب دارند و آسیب‌شناسی آن ها، گفت و گویی را در همین زمینه با حجت الاسلام محمد علی لیالی مولف، محقق، پژوهشگر و استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف انجام دادیم که در ادامه می خوانید.

حجت الاسلام محمدعلی لیالی علاوه بر تحصیل در دروس خارج فقه، اصول، فلسفه حوزه علمیه دارای مدرک لیسانس و فوق لیسانس فلسفه و تاریخ تشیع و مدرک دکترای شیعه نیز می باشند.

 

اسباط- در ابتدا توضیحاتی درباره دانشگاه مفید بفرمایید تا وارد جزئیات شویم.

- دانشگاه دارالعلم مفید یا دانشگاه مفید از موسسات غیر انتفاعی وابسته به وزارت علوم است؛ قبل از اینکه وارد بحث دانشگاه مفید و نحوه سیستم‌های آموزشی، کادر آموزشی و فضای آموزشی دانشگاه شوم، باید تأکید کنم که دانشگاه مفید قرار بود اولین مرکز راه اندازی علوم اسلامی و علوم انسانی در حوزه علمیه قم باشد. پذیرش این دانشگاه از طریق کنکور یا وزارت علوم به صورت اختصاصی از طلبه‌هایی است که سطح یک حوزه را تمام کرده‌اند.

مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی از معدود افرادی بود که قبل از انقلاب مؤسسه داشت

گفتگو|آیت الله گرامی: ارتباط رئیس دفتر آیت الله شریعتمداری با ساواک حتمی است

  • ۴۶
گفتگو|آیت الله گرامی: ارتباط رئیس دفتر آیت الله شریعتمداری با ساواک حتمی است

 

مصاحبه با آیت الله گرامی(بخش اول)

اشاره: شیخ غلام‌رضا زنجانی همه جا با آقای شریعتمداری بود، از آقای شریعتمداری جدا نمی‌شد...این آقای آشیخ غلام‌رضا زنجانی انواع خرابکاری‌ها داشت، از جمله روابط غیر صالح اخلاقی در تهران. کسی که در این مسائل اینگونه باشد، رابطه‌اش با ساواک و این‌ها دیگر حتمی است.

این قسمتی از مصاحبه‌ی آیت الله گرامی، استاد برجسته حوزه علمیه قم است. آیت الله گرامی، در این گفتار خود، از خدمتکارِ آیت‌الله شریعتمداری نام می‌برد و او را به تعبیری عزیز شریعتمداری لقب می‌دهد. آیت الله گرامی در این مصاحبه از شخصیت محافظهکار و قدرتطلب آیتالله شریعتمداری برایمان صحبت کردند و از رفتارها و ویژگیهای اخلاقی که این مرجع را به دام انداخت، سخن گفتند.

 

اسباط: با تشکر از این‌که وقتتان را به ما دادید، غرض از تصدیع اوقات این است که تاریخچه ای از دارالتبلیغ بفرمایید و اینکه خط و خطوط فکری حاکم بر آن مجموعه چه بوده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

هنگامی که در پانزده خرداد امام(ره) دستگیر شدند، آقایان بسیاری من جمله شریعتمداری، میلانی و نجفی به تهران آمدند تا مرقومه ای نوشته شود مبنی بر اینکه آیت الله خمینی مرجع تقلید هستند و قانونا نمی‌شود مرجع تقلید را محاکمه شود. این مرقومه توسط آیات نجفی مرعشی، شریعتمداری و میلانی و آشیخ محمدتقی آملی نوشته شد. اما برخی دیگر از علماء مانند آیات گلپایگانی و خوانساری از نوشتن اباء کردند البته آقای آملی هم به اصرار برخی از علما مانند آیت الله مرعشی نجفی قبول به نوشتن مرجعیت حضرت امام کرد. این نکته هم خوب است گفته شود که آقایانی برای نوشتن مرقومه رفتند تهران، افکار و نوع روابطشان مختلف بود.

گفتگو|با آیت الله محمد مهدی قائینی(بخش اول)

  • ۱۴
گفتگو|با آیت الله محمد مهدی قائینی(بخش اول)

بررسی مفهوم، ویژگی‌ها و ابعاد حوزه انقلابی

آیت الله محمد مهدی قائینی در سال 1340 در تهران متولد شد. وی در خانواده‌ای مذهبی، علمی و دارای سابقه مرجعیت و فقاهت رشد کرد. جد أعلای وی مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد علی قائینی «ره» است که از مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء «ره» اجازه مشهور اجتهاد گرفته بود. آن اجازه در میان علما معروف به اجازه کبیرِ کاشف الغطا شد. پدر بزرگ ایشان نیز دارای اجازه اجتهاد از مرحوم آیت الله سید کاظم اصطهباناتی «ره»، آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری «ره» و آیت‌الله بروجردی «ره» بوده و در تهران به تدریس و ارشاد و اقامه جماعت اشتغال داشتند.

وی در سال 1359 شمسی وارد حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی تهرانی شد. و در ابتدای سال 1365 عازم قم شده  و بعد از گذشت چند سال دروس سطح شامل رسائل و مکاسب، کفایه، بدایه الحکمه، نهایه الحکمه، شرح تجرید و ... را به پایان رساند و بعد از آن در دروس خارج آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی، میرزا هاشم آملی، آیت‌الله بهجت و نیز آیات عظام تبریزی، وحید خراسانی، فاضل لنکرانی حاضر شد.

همچنین دروس معقول را نزد بزرگانی همچون علامه حسن‌زاده آملی، جوادی آملی، انصاری شیرازی فرا گرفت و در مباحث عرفانی و اخلاقی نیز از محضر علامه حسن‌زاده آملی، مشکینی، اشتهاردی در قم و در تهران نزد آیت‌الله حق‌شناس، آیت‌الله مجتهدی استفاده کرد. ایشان حدود بیست سال در درس تفسیر آیت‌الله جوادی آملی حضور فعال و تحقیقی داشته و نیز اسفار را از محضر این استاد فرزانه فراگرفته است، از همین روی از شاگردان برجسته آیت الله جوادی آملی در حوزه فلسفه و تفسیر به شمار می‌آید. آیت الله محمدی قائینی هم اکنون هجده سال است که به تدریس خارج فقه و اصول و نیز تدریس اسفار و تفسیر اشتغال دارد.

ایشان سفرهای تبلیغی متعددی به خارج از کشور داشته و مدتی نیز مسئولیت حوزه علمیه آیت الله مجتهدی در تهران، مدرسه اهل البیت در کشور«سیرالئون» را برعهده داشته است. از دیگر سوابق ایشان می‌توان به تأسیس و مدیریت کارشناسی ارشد مرکز جهانی علوم اسلامی در قم، تدریس علوم و معارف اسلامی در دانشگاه تهران و بوعلی نیز اشاره کرد.