کلام ولایت | از روحانی و اهل محراب می‌‏ترسند؛ برای اینکه مروج اسلام است، چون از اسلام می‏‌ترسند

 

«اسلام را به مردم معرفى کنید تا نسل جوان تصور نکند که آخوندها در گوشه‌ی نجف یا قم دارند احکام حیض و نفاس می‌خوانند و کارى به سیاست ندارند. اینکه می‌گویند باید دیانت از سیاست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سیاسى دخالت نکنند را استعمارگران گفته و شایع کرده‌‏اند. مگر زمان پیغمبر اکرم (ص) سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در آن دوره عده‌‏اى روحانى بودند و عده‌ی دیگر سیاست‌مدار و زمامدار؟»

یادداشت | جریانات سیاسی حوزه از منظر رهبر معظم انقلاب

تحجر، التقاط و انگلیسی‌ها در حوزه

یادداشت | احمد کسروی یک نمونه افراطی از منتقدین عقائد و آداب و رسوم شیعه بود

جریان های تجدید نظر طلب در عقاید شیعه

عکس‌نوشت|اگر مانده بود به اسلام سیلی می‌زد

یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتی که مرحوم آیت‌الله کاشانی دید که اینها خلاف دارند می‌کنند و صحبت کرد، اینها [این‌] کار کردند [که‌] یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را «آیت‌الله» گذاشتند! این در زمان آن[محمد مصدق] بود که اینها فخر می‌کنند به وجود او. او هم مُسلِم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم [...] من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست؛ این سیلی خواهد خورد. و طولی نکشید که سیلی را خورد. و اگر مانده بود سیلی بر اسلام می‌زد.

صحیفه امام؛ ج14؛ ص456 | جماران؛ 25 خرداد 1360

کلام ولایت | حوزه‌های علمیه نمی‌توانند سکولار باشند

 

حوزههای علمیه باید خود را سربازان نظام بدانند

 نظام، مرتبط و متصل و همزاد است نسبت به روحانیت. اگر روحانیت نبود، شما بدانید این نظام تشکیل نمی‌شد؛ این انقلاب پیروز نمی‌شد. بنده از قبل از انقلاب در محافل روشنفکری بودهام، با گروههای سیاسی ارتباط نزدیک داشتهام، همهی آنها را هم می‌شناختم، با خیلیهاشان هم بحث و جدل کرده بودیم. این را من از روی اعتقاد و با استدلال می‌گویم:
 

اگر جامعهی روحانیت نبود، این انقلاب پیروز نمی‌شد؛ تا صد سال دیگر هم پیروز نمی‌شد.

 

روشنفکران سیاسی ما که بعضیشان هم آدم‌های خوبی بودند، دلسوز هم بودند - همه، آدم‌های ناراه و منحرفی نبودند - توانائیاش را نداشتند، مقبولیت نداشتند، در بین مردم نفوذ نداشتند،

نمی‌توانستند بر دل‌های مردم حکومت کنند. آنکه می‌توانست اولاً از حیث سطح، تمام کشور را فرا بگیرد، ثانیاً از حیث عمق و تأثیر، تا اعماق دل‌ها نفوذ کند، روحانیت بود؛ که همه جا بود